ابرروندهای پزشکی: پیشگفتار

1395/10/1 0:0

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 سرعت جهان رشد فزاینده‌ای یافته است و اگر تحول جامعه ی کشاورزی به جامعه‌ی صنعتی طی 100 سال به طول انجامید، تحول جامعه‌ی صنعتی به جامعه‌ی اطلاعاتی طی دو دهه روی داد. از این رو بر اساس نظر جان نیسبت (John Naisbitt)، برای واکنش نسبت به تغییرات بسیار تند هزاره‌ی جدید، راهی نداریم جز اینکه آینده را پیش بینی کنیم. پیش بینی بنیان یافته بر اساس متدولوژی علم آینده پژوهی می‌تواند در موقعیت جامعه در عرصه‌های اجتماعی و افزایش توان اقتصادی و چیرگی در رقابت‌های فزاینده‌ی هزاره‌ی جدید، نقشی کلیدی بازی کند. از این رو، مطالعه‌ی ابرروندها و بررسی اثر آن‌ها بر فعالیت جوامع و گستره‌های کسب و کار، به شیوه‌ای حیاتی برای بقاء در فضای آینده، تبدیل شده است.
واژه‌ی ابرروند (کلان روند Megatrend) توسط جان نیسبت در سال 1982 میلادی با انتشار کتاب ” ابرروندها “ ابداع گردید. کتاب این مؤلف آمریکایی در 57 کشور انتشار یافت و رتبه‌ی پرفروش را به خود اختصاص داد. در این کتاب، او چشم اندازی را از هزاره بر اساس ده ابرروند به تصویر کشید. با توجه به نظرات انقلابی وی، شیوه‌ی تحلیل روند (Trend Analysis) در بخش صنعت و کسب و کار و مقولات آینده پژوهی، جایگاهی رفیع یافت.
 ابرروندها از لحاظ ماهیت، به گونه‌ای فضای کسب و کار و جامعه را تغییر می‌دهند که اثرات آن‌ها نه سال‌ها، بلکه چندین دهه پا بر جا می‌ماند. از سوی دیگر، اثر این ابرروندها بر هر فرد جامعه‌ی انسانی خواهد بود و فرصت‌ها و تهدیدات ویژه‌ای را بر فضای کسب و کار و جوامع انسانی فرود می‌آورند. از این رو، نگرش به ابرروندها در هر فعالیت آینده پژوهی و تدوین سیاست‌های کلان با برد زمانی طولانی، اجباری می‌باشد.
بر این اساس، ابرروندها را می‌توان تغییرات بنیادین عمده‌ای در سطح جوامع، فناوری‌ها، عرصه‌ی اقتصاد و شرایط سیاسی تعریف کرد که از سه ویژگی اصلی پیروی می‌کنند:
1/ توسعه‌ی ابرروندها آهسته است ولی در زمانی که به تبلور می‌رسند اثر آن‌ها حداقل تا 25 سال پا بر جا می‌ماند.
2/ ابرروندها بر گستره‌های گوناگون و متنوعی از حیات انسان اثر می‌گذارند.
3/ ابرروندها، خوی و منش جهانی دارند و منحصر به جغرافیا و کشور نیستند هر چند که ممکن است اثر آن‌ها در یک جغرافیای ویژه، چشمگیرتر باشد.
از این رو، در تدوین هر برنامه‌ی مبتنی بر آینده بایستی به ابرروندهای حوزه‌های STEEP-V (ابرروندهای اجتماعی، فناوری، محیط زیست، اقتصاد، سیاست و ارزش‌ها) نگریسته شود.
این نوشتار در پی آن است که از ابرروندهای حاکم بر فضای دانش پزشکی پرده بردارد. ساختار این نوشتار را می‌توان در سه بخش ترسیم نمود. در بخش نخست به ادبیات عرصه‌ی ابرروندها در علم و فناوری پرداخته خواهد شد و با مفاهیم بنیادی و کلیدی و خوی و منش ابرروندها آشنا می‌شویم و به ارتباط گسست ناپذیر آن‌ها با نوآوری و فرصت‌های توسعه در علم و فناوری پی خواهیم برد و سپس به چگونگی تحلیل ابرروندها و نیل به بینش ریز (میکرو) از کلان (ماکرو) خواهیم پرداخت. به زبانی دیگر از پویش ماکرو به میکرو، به حوزه‌های جدید نوآوری و فرصت‌های پیش روی علم و فناوری دست می‌یابیم.
بخش دوم نوشتار به ابرروندهای عرصه‌ی دانش پزشکی و فناوری‌های وابسته می‌پردازد. نخست به پزشکی سیستمی که خود برخاسته از بینش سیستمی و نوزاد بیولوژی سیستمی است و پزشکی قرن بیستم را به سوی پزشکی P4 (پزشکی پیشگویی کننده، پیشگیری کننده، فردگرایانه و مشارکتی) سوق می‌دهد نظر خواهیم انداخت.
همگام نیز به روند پرشتاب شبیه سازی زیستی که موجب پیشرفت پزشکی سیستمی و شیوه‌های درمانی شده و به صورت نظام‌مند در یک رهیافت میان رشته‌ای تلاش می‌نماید که داده‌های بالینی و فناوری‌های امیکس یکپارچه شوند تا مسیرهای متابولیک عملکردی آشکار شوند، خواهیم پرداخت.
ابرروند دوم حاکم بر فضای فناوری‌های پزشکی، ابرروند همگرایی فناوری‌ها (و یا فناوری‌های همگرا) است. این ابرروند، جایگاه سنگینی را در فرایند سیاست‌گذاری‌ها در علم و فناوری به خود اختصاص داده است. زیرا عناصر و بلوک‌های ساختمانی مانند بیت‌ها، اتم‌ها، نرون‌ها و ژن‌ها چنان با یکدیگر در هم آمیختگی می‌یابند که شگفتی برخاسته از مهبانگ (Big Bang) را در ذهن نقش می‌بندند و از این رو بسته‌ی فناوری‌های همگرای NBIC (نانو، بیو، انفو و شناختی) را انفجار کوچک (Little Bang) نام نهاده‌اند.
در همگرایی فناوری زیستی و علوم شناختی است که می‌توان سطح تماسی را برای انسان متصور شد که او بتواند فضاهای مجازی را با شدت هر چه بیشتر تجربه نماید. از این رو، فناوری‌های همگرا می‌توانند از مرز حس انسان گذر کرده و برای انسان در برخورد با محیط فیزیکی، سطح ارتباط جدیدی را خلق نمایند. در بخش فناوری‌های همگرا (انقلاب سوم) به پزشکی نانو و نانو زیست فناوری، مدل‌های بافتی و پزشکی بازآفرینشی نگاه خواهیم افکند. در حقیقت، پزشکی بازآفرینی، خود یک گستره‌ی میان رشته‌ای با رشد پرشتاب و رشد یابنده‌ی مطالعاتی است که پژوهش‌های سلول‌های بنیادی، مهندسی بافت، مواد زیستی، فرایندهای بهبودی زخم و دیگر درمان‌های بیولوژیک را شامل می‌شود و خواهیم دید که چگونه در مسیر پیشرفت پزشکی بازآفرینشی، فناوری مهندسی بافت برای خلق مدل‌های آزمایشگاهی سه بعدی بافت‌ها و ارگان‌ها به صورت مدل‌های زیستی ”زنده“ گام بر می‌دارد.
یکی دیگر از ابرروندهای بسیار هیجان انگیز و داغ در عرصه‌ی پزشکی امروز، پزشکی فردگرایانه است که در سایه‌ی پیشرفت‌های علوم ژنومیک و پروتئومیک طی دهه‌ی گذشته موجب توسعه‌ی شیوه‌های تشخیصی و درمانی هدفمند بر اساس اطلاعات و داده‌های ژنتیکی نهفته در فرد گردیده‌اند. به زبان دیگر، پزشکی فردگرایانه به صورت یک رهیافت نوین برای درمان و کاربرد اطلاعات انبوه و متنوعی که در کد ژنتیکی هر فرد نهفته است، در حال گذر پاردایمی خود است.
در هزاره‌ی جدید، دریافت داده‌های مرزشکن و راهیابی به علوم نوین در پناه جنبش میان رشته‌ای امکان پذیر است و از این رو، رهیافت میان رشته‌ای خود را به صورت یک ابرروند در علوم پزشکی نمایان نموده است و هم اکنون بنیاد ملّی سلامت آمریکا (NIH)، به عنوان بزرگترین نهاد پزشکی جهان، بهترین پروژه‌های پیشاهنگ را برای آغاز برنامه‌های میان رشته‌ای در انستیتوهای تحت نظارت خود به اجرا در آورده است و بسیاری از پروژه‌های پژوهشی میان رشته‌ای خود را در قالب کنسرسیوم‌های میان رشته‌ای، جهت حل مسائل پیچیده و غامض سلامت و بیماری سامان داده است.
در بخش سوم نوشتار به ابرروندهایی که بر گستره‌ی سلامت، اثرات چشمگیری را از خود انعکاس می‌دهند، نیم نگاهی خواهیم انداخت. بر اساس نظر پژوهندگان بخش آینده پژوهی حوزه‌ی سلامت، گستره‌ی سلامت در هزاره‌ی جدید متأثر از ده ابرروند است که در بخش سوم تلاش شده است همراستا با معرفی این ابرروندها، به تحلیل سیاست‌های کلان سلامت جمهوری اسلامی ایران به شیوه‌ی تحلیل ابرروند نیز بپردازیم.
به زبان دیگر، با متدولوژی تحلیل ابرروندهای حاکم بر فضای سلامت و بیماری (که هم اکنون در حوزه‌های مطالعات آینده پژوهی سراسر جهان آشکار شده‌اند) تلاش می‌کنیم که همخوانی و هم راستایی سیاست‌های تدوینی را با این کلان روندهای حوزه‌ی سلامت مورد سنجش قرار دهیم. بی شک، نپرداختن سیاست‌های راهبردی به فرصت‌ها و تهدیدات برخاسته از این ابرروندها می‌تواند در نقصان کارآیی و هدفمندی این سیاست‌ها اثرات جبران ناپذیری ایجاد کند. از سوی دیگر، تدوین سیاست‌ها بر پایه‌ی این ابرروندها می‌تواند نقاط داغ و کلیدی برای تجلی نوآوری در عرصه‌ی ارائه‌ی خدمات سلامت و خلق فناوری‌های بنیان ساز در حوزه‌ی سلامت، نقش عظیمی را ایفا نماید.
خوشبختانه در تدوین سیاست‌های کلان سلامت کشور، از دیدگاه و اندیشه‌ی برجسته‌ترین خبرگان آشنا به گستره‌ی سلامت و تحولات آن استفاده گردیده است و این دانشمندان آگاه، یکی از موفق‌ترین دیدگاه‌های سیاست سلامت را در تاریخ ایران تدوین نموده‌اند. از این رو، تحلیل ابرروند این سیاست‌های کلان، می‌تواند مفاهیم توسعه‌ی پایدار در بخش سلامت را ترسیم نماید.
هم اکنون مفهوم توسعه‌ی پایدار به عنوان یک آرمان در چشم انداز جوامع مترقی مطرح گردیده است. از این رو، در اندیشه‌ی هر آینده پژوهی، مفهوم توسعه‌ی پایدار به عنوان ” کار آینده پژوهی “ جای دارد. به زبان دیگر، آینده پژوهی همچون ابزاری برای نیل به توسعه‌ی پایدار جلوه می‌کند. بنابراین، هدف نهایی آینده پژوهی، نیل به توسعه‌ی پایدار در فضای جهانی سرشار از پیچیدگی و تغییر است و تحلیل ابرروندها، نخستین گام در این پویش است.
در اینجا سزاوار است از جناب آقای دکتر فریدون عزیزی، معاون محترم علمی فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران که مشوق این حقیر در نگارش این نوشتار بوده‌اند صمیمانه سپاسگزاری نمایم.
از استاد بزرگوار جناب آقای دکتر باقر لاریجانی، رئیس پژوهشگاه غدد و رئیس کرسی نظریه پردازی فلسفه، فقه و اخلاق پزشکی که همانند همیشه پشتیبان معنوی این حقیر بودند نیز کمال امتنان را دارم.
همچنین از جناب آقای دکتر مرندی، رئیس محترم فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران و اساتید و همکاران در گروه آینده‌نگاری، نظریه پردازی و رصد کلان سلامت، به ویژه جناب آقای دکتر قانعی که از اندیشه‌های برجسته‌ی آن‌ها خوشه چینی نموده‌ام مراتب قدردانی خود را ابراز می‌نمایم.
از جناب آقای دکتر علیرضا رئیسی، رئیس محترم دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی بوشهر که با مطالعه‌ی فصل ششم کتاب این حقیر از لغزش‌های روی داده آگاه نمودند، نیز صمیمانه تشکر می‌نمایم.
از جناب آقای دارا جوکار که در بازآفرینی تصاویر و ویرایش متن از هیچ کوششی فروگذاری ننمودند، از سرکار خانم فاطمه مرزوقی که شکیبانه حروفچینی‌های متوالی متن را پذیرفتند و همچنین از جناب آقای دکتر محمد جواد حائری نژاد که در تنظیم منابع مرا یاری نمودند نیز صمیمانه سپاسگزاری می‌نمایم.
از گرانمایه‌ترین دارایی وجودم، همسر گرامی‌ام سرکار خانم دکتر کتایون وحدت که در ویرایش متن تلاش فراوانی را از خود نشان داده‌اند نیز سپاسگزارم.
هر چند که در نوشتار کنونی، تلاش گردیده که از بهترین و معتبرترین منابع بهره‌گیری شود و تصاویر گوناگون از منابع متعدد برای گویایی متن برچیده شوند، امّا بی شک بسیار نقص آلود و پر عیب است. امید است اندیشه ورزان و جستجوگران عرصه‌ی علم و فناوری، نه تنها این حقیر را از لغزش‌های روی داده آگاه نمایند بلکه خود با آفرینش کتب و مقالات عالمانه، جامعه‌ی پزشکی رو به رشد پرشتاب ایران را غنا بخشند.

 

دکتر ایرج نبی پور
عضو گروه آینده نگاری، نظریه پردازی و رصد کلان سلامت فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران
عضو کرسی نظریه پردازی فلسفه، فقه و اخلاق پزشکی

 

پزشکی دریایی / ایرج نبی پور  پیشگفتار


   
تعداد بازدید:   ۹۱

 


چاپ | ارسال به ايميل
< >