پزشکی دریایی: اقلیم دریایی و سلامت

1392/5/1 0:0

اکنون، بیش از 60 درصد از جمعیت جهان در مناطق ساحلی زندگی می کنند و در حقیقت، رشد جمعیت انسانی در مناطق ساحلی دو برابر رشد کلّی جمعیت است. هشت شهر از دو کلان شهر جهان در سواحل قرار دارند.
در مقیاس جهانی، یک میلیارد نفر، زندگی خود را بر اساس ماهی بعنوان مهمترین منبع پروتئین حیوانی، بنا نهاده‎اند. مناطق ساحلی، بخش اعظم تنوع زیستی و باروری زمین را در خود دارند و از 13200 گونة ماهی، تقریباً 80 درصد از آنها در خط ساحلی زندگی می‎کنند.
از این رو، سلامت انسان در ارتباط با اکوسیستم دریایی و سلامت اقیانوس‎ها، از مباحث بسیار پیچیده و به هم تافته‎ای است که خود موضوع علم جغرافیای پزشکی قرار می‎گیرد که اگر آن را با موضوعات علوم آنتروپولوژی پزشکی، جامعه شناسی پزشکی و اقتصاد سلامت سرشته کنیم، درک ما از عوامل مؤثر در این ساختار پیچیده فزونی می‎یابد. زیرا بیش از 34 درصد از سواحل جهان در وضعیت پرخطر و 17 درصد در وظعیت خطر متوسط در نتیجة فعالیت‎های توسعه‎ای انسان قرار دارند. بخشی از این خطرات برخاسته از فعالیت های صنعتی و آلودگی‎های زیست محیطی برآمده از تغییرات محیطی است که در گسترة جهانی خود را نمایان نموده‎اند.
بنابراین، پرداختن به مقولة آب و هوای دریایی و سلامت انسانی، از دو دید قابل تعمّق می‎باشد؛ نخست شرایط طبیعی اقلیمی دریایی و اثرات آن بر انسان و دوم اثرات ناخوشایند فعالیت‎های انسانی بر گسترة اقلیم و سواحل دریایی.
موضوع نخست از مباحث جغرافیای پزشکی است که در متون پزشکی کهن نیز به آن برمی‎خوریم. به عنوان مثال، شیخ الرئیس ابوعلی سینا در کتاب “قانون در طب” به عوامل جغرافیایی همچون عرض جغرافیایی، بلندی‎ها و پستی‎های زمین، کوهساران، دریاها، بادها و تأثیرات محیط زیست بر سلامت و بیماری انسان پرداخته است. او در فنّ دوم (کتاب اول قانون و طب) در خصوص بیماری، علت و نشانه‎های آن، به اثرات دریا و آب و هوای دریایی بر مزاج و سلامت انسان و شیوه‎های استفاده از اقلیم محیط زیست دریایی برای حفظ سلامتی اشاره نموده است.
سیّد اسماعیل جرجانی نیز در الاغراض الطبّیه و المباحث العلائیّه، بهترین هواها را هوایی دانسته است که از بخار دریا برمی‎خیزد. این شواهد نشان می‎دهد که چقدر اطباء گذشته به اثرات آب و هوا بر مزاج انسان توجه نشان داده‎اند.
پزشکی جغرافیایی در طب اسلامی جایگاهی ویژه داشته است و بوعلی سینا در این باره چنین می نویسد: « این نکته را نیز بدان که هر یک از فصول در هر منطقه از مناطق زمین، نوعی بیماری را برمی‎انگیزد. بر طبیب است که بیماری ویژة سرزمین‎های مختلف و تابع فصول مختلف را به خوبی بشناسد تا بتواند وسایل پیشگیری یا چاره جویی و معالجة آنها را تدبیر نماید.»
در این فصل از نوشتار، بیش از آنکه به بیماری ها و ارتباطات پیچیدة زیستی و زیست پزشکی انسان بپردازیم، به مقولة دوم که اثرات انسان بر آب و هوای دریایی و بیماری‎های برخاسته از این اثرات در مقیاس جهانی را در بر می‎گیرد، اشاره خواهیم کرد.
نوسان های آب و هوای دریایی و سلامت

شناخت آب و هوای دریایی به درک سیستم پیچیدة اتمسفر، زمین و اقیانوس وابسته است. اقیانوس مقادیر شگرفی گرما، آب شیرین و کربن را به خود جذب کرده و از این رو همچون “حافظه” اتمسفر و زمین نقش ایفا می کند. هر چند که آب و هوا را می توان از اتمسفر پیش بینی نمود ولی این ترکیب پیچیدة اقیانوس، اتمسفر وتوده های خشکی است که در طولانی مدت، روند آب و هوایی را تعیین می کند. در فراتر از نقش اقیانوس بعنوان منبع آب، گرما و کربن، دنیای اقیانوس -به صورت فعال- بر اتمسفر تأثیر می گذارد که در بحث پدیدة ال نینو به آن خواهیم پرداخت. اقیانوس همچنین نقش محیط کشت فیتوپلانکتون ها بعنوان جلبک هایی در مقیاس میکروسکوپی (microalgae) را بازی می کند. فیتوپلانکتون‎ها به دلیل تولید اکسیژن بعنوان فرآوردة فتوسنتزی خود و در نتیجه تولید باروری اولیة زمین به میزان حدود 50 درصد، از ذخایر بی همتای کرة زمین هستند؛ چراکه غذاهای دریایی و صنعت ماهیگیری و در نهایت باروری جهان اقیانوسی، انعکاسی از باروری اولیة فیتوپلانکتونی است.
میزان بالای باروری پایدار آب های اقیانوسی به بازآفرینی منابع زیستی همچون اکسیژن، کربن، کانی ها و مواد مغذی بستگی دارد. این بازآفرینی، از طریق جریان رودخانه ها به دریا و زیر و رو شدن کف اقیانوس ها با جریان های بزرگ که آب را از سطح به سوی ژرفای تمام اقیانوس ها به حرکت در می آورند و نیز دوباره به سطح بر می گردانند، انجام می‎پذیرد.
بدون این “واژگونی” درگردش آب، آب های سطحی از مواد مغذی تهی شده و آب های عمیق نیز اکسیژن خود را از دست خواهند داد.
در مقیاس کلان، تنفس آب های عمیق، از طریق چرخه های تبخیر و رسوب، تبادل گرما، وزش بادها، هجوم آب شیرین از خشکی و انجماد و ذوب یخ ها صورت می گیرد. همچنان که آب های سطحی سرد می گردند، چگالی یافته و فرو می روند و آب غنی از اکسیژن را به ژرفا می برند. این جریان ها موجب ایجاد پدیدة چینه بندی (stratification) می گردند، یعنی آب های پرچگال تر (سرد یا شورتر) در زیر آب-های شناور (گرم و کمتر شور) می لغزند. امّا این فرو رفتن برخاسته از تغییرات اتمسفری، فقط در جریان های باریک و متراکم روی می دهد یعنی جایی که آب به صورت گسترده به سوی سطح، جریان می یابد. در نتیجه وقوع دائمی این پدیده (به صورت پایدار) توده های آب چینه شده به وجود می آیند.
احتمالاً پدیدة چینه بندی مهم ترین ویژگی فیزیکی اقیانوسی برای حیات در کرة زمین است، زیرا تعیین کنندة پراکنش مواد مغذی و اکسیژن می باشد. هر چند که چگالی آب های عمیق، تنها 3/0 درصد از آب های سطحی بیشتراست، امّا این اختلاف برای جداسازی توده های آب و چرخش ذخایر تولید شده از فعالیت های زیستی کافی است. باروری بیولوژیک به تولید مواد مغذی به آب های سطحی که نور کافی برای پدیدة فتوسنتز دریافت می کند، وابسته است.
مناطق با باروری بالا در مکان هایی بوجود می آیند که مواد مغذی و اکسیژن غنی آب های عمیق، با نیروهای فیزیکی، به سوی سطح آب رانده می شوند. این نیروهای فیزیکی شامل حرکت رو به بالا در نتیجه وزش باد یا جزر و مد می‎باشند. در بعضی مناطق، جریان رو به بالا از طریق نیروی باد بر سطح دریا روی داده و آب را از ژرفای 100 متری یا بیشتر به سطح دریا می کشاند . در آب های ساحلی و خورها، درون داد مواد مغذی از طریق جریان های رودخانه ای ممکن است غلبه یابد. چگالی پایین تر آب شیرین، این مواد مغذی را در سطح آب چینه بندی نموده و تولید گستره‎های با باروری بالای زیستی می کند.
چینه بندی توده های آب با درجه حرارت و شوری های متفاوت، بر آب و هوا و سامانه های آب و هوای منطقه ای اثر گذاشته و این نیز خود موجب اثر گذاری بر سلامت انسان از طریق ایجاد توفان های شدید و تغییرات در شرایط آب و هوایی می گردد که این پدیده نیز در گسترة عوامل عفونت زا تغییر ایجاد می کند.

ال نینو /نوسان جنوبی (ENSO) و نوسان اطلس شمالی ( نا او= NAO)
زمانی که تغییرات آب و هوایی در مقیاس های گسترده تر از یک سال پابرجا می ماند، اثرات شگرفی را بر سلامت انسان ایجاد می کند.
نوسان جنوبی (ENSO)/ ال نینو و نوسان اطلس شمالی ( نااو=NAO)، مثال هایی هستند از الگوهای آب و هوایی که در مقیاس بیش از یک سال روی می دهند. ال نینو، هر 3 تا 7 سال روی می دهد؛ یعنی زمانی که بادهای رایج شرقی در منطقة گرمسیری اقیانوس آرام که به سوی غرب می وزند، از وزش باز می افتند. این پدیده موجب منع جنبش رو به بالای آب های مغذی و سرد در منطقة استوایی اقیانوس آرام شرقی و مرکزی شده و موجب رها سازی منبعی از آب گرم در انتهای غربی خط استوایی می گردد. این منبع آب گرم به سوی شرق از میان منطقة استوایی اقیانوس آرام به سوی نیمکرة غربی انتشار می یابد.
گاهی اثرات آب و هوای ناشی از ENSO بر سلامت انسان بسیار شدید است. آب گرم تر سطح دریا بلافاصله اثر خود را به صورت افزایش باران زایی در منطقه اقیانوس آرام شرقی و کاهش باران در بخش آسیایی نشان می دهد. استرالیا، خشک سالی های شدیدتری را به خود می بیند و بعضی از مناطق آفریقایی و هندوستان نیز دچار خشک سالی می گردند. ناهمگونی درجه حرارت سطح دریا در منطقة استوایی اقیانوس آرام، مسئول واکنش جوی ای است که در چرخة بزرگتری در سراسر آمریکای شمالی سیر کرده و موجب افزایش در باران و توفان زایی در بخش‎های جنوب غربی و جنوب شرقی آمریکا می شود.
چنین تصور می رود که تغییرات در درجه حرارت و میزان باران در نتیجة پدیدة ال نینو موجب روی دادن گسترده رخدادهای (outbreak) مالاریا و وبا می گردد. پدیدة نوسانی “نااو NAO ” یک الگوی تغییرپذیری جوی در اقیانوس اطلس شمالی است که گسترة متغیری از مقیاس زمانی (شامل تعداد روز تا قرن) را بخود اختصاص می دهد. این پدیده تا حدی وابسته به قدرت و ضعف مرکز کم فشار ایسلندی است که بر آب و هوای منطقة اقیانوس اطلس شمالی غلبه دارد (یعنی به صورت نتیجة آماری تغییراتی که در مسیر و شدت توفان های زمستانی که در اقیانوس اطلس شمالی شکل می گیرند). پدیدة NAO همچنین با انقلاب های استراتوسفری که در قطب شمال متمرکز است نیز همبستگی دارد. شاخص NAO، با متغیرهای آب و هوایی بسیاری که با سلامت انسان بستگی دارند، مرتبط است. به ویژه درجه حرارت و رسوب گذاری در اروپای شمالی، شمال غربی آفریقا و خاورمیانه، تحت تأثیر این پدیده قرار می گیرند. میزان رسوب گذاری و جریان رودخانه ای در منطقة دجله و فرات با NAO از خود همبستگی نشان می‎دهد. چنین مناطقی با منابع آب شیرین محدود، به این میزان تغییر بسیار حساس هستند. از دهة 1960، فاز مثبت NAO مسئول خشک سالی در اروپای جنوبی و منطقة مدیترانه و کاهش ریزش باران در مراکش بوده است.

گرم شدن زمین
بررسی ثبت آب و هوایی اخیر نشان می دهد که طیّ قرن بیستم، آب و هوایی که تجربه کرده ایم گرم ترین میزان، طیّ سال های پس از 1400 میلادی می باشد که دلیل آن را می بایست در فزونی گازهای گلخانه ای جستجو کرد.
گرم شدن چشمگیر زمین در محدودة زمانی 1994-1975 با فعالیت غیر معمول ال نینو همبستگی داشته است و بررسی شاخص های هواشناسی نشان می دهد که سال های 1990، 1995 و 1997، گرم ترین سال ها طیّ نیم قرن گذشته بوده‎اند.
در قرن بیستم، رخداد دو حادثة ال نینوی نیرومند (3-1982 و 8–1997) و رخداد قوی ترین فاز مثبت NAO (1995-1972)، نشان می دهند که گرم شدن زمین بر روی این نوسان های آب و هوایی مؤثر بوده است. همچنین هر دو نوسان های ال نینو و NAO ، با اثر مستقیم بر درجه حرارت سطحی، بر گرم شدن زمین اثر می گذارند. از این رو، یک ارتباط پیچیده میان گرم شدن جهانی زمین با نوسان های ال نینو و NAO وجود دارد که پیشگویی رخدادهای آینده را با مشکل روبرو می سازد؛ امّا مدل های رایانه ای سامانة خشکی/ اقیانوس/ اتمسفر نشان می دهند که ما در حال ورود به دوره ای از ناپایداری ها هستیم و این رویدادها موجب تغییر چشمگیر در آب و هوای اروپای شمالی و خاورمیانه طیّ مقیاس زمانی 10 تا 50 سال آینده خواهند شد. این تغییرات آب و هوایی موجب واکنش سامانه های بیولوژیک در تمام قاره ها خواهند گردید.
در یک گردهمایی که بیش از 2000 دانشمند از 100 کشور در سال 2001 در آن شرکت داشتند، بیانیه ای صادر شد که نشان می دهد انسان با جنگل زدایی و مصرف سوخت‎های فسیلی در تولید گازهای گل خانه‎ای همچون دی‎اکسید‎کربن که عامل بدام انداختن گرما هستند، نقش عمده‎ای در رخداد اولین تحولات آب و هوایی دارد.
همچنانکه گرم شدن اتمسفری و انباشت دی‎اکسیدکربن شتاب می یابد، یخ های قطبی و ارتفاعات با سرعت ذوب شده و اعماق اقیانوس ها گرم و وزش بادهای قطبی شتاب می یابند و گرم شدن طبقة پایینی جو نیز مانع ترمیم سپر حفاظتی اُزون در استراتوسفر می گردد.
موج های گرما مانند آنچه که در شیکاگو در سال 1995 روی داد و موجب مرگ 750 نفر و بستری شدن هزاران نفر دیگرگردید، رو به فزونی هستند. شب های مرطوب و گرم در نتیجة گرم شدن زمین رو به افزایش دارند. در اروپا در سال 2003، موج گرما (با میانگین درجه حرارت 10 درجه سانتیگراد بالاتر از 30 سال گذشته) موجب مرگ 21 تا 35 هزار نفر در پنج کشور شد.
مناطق ساحلی و دشت های سیلاب گیر، از مناطق پر آسیب در نتیجة گرم شدن زمین هستند. افزون بر خسارات اقتصادی، اجتماعی و دموگرافیک و سیر مهاجرت، گرم شدن مناطق ساحلی و دریایی موجب ایجاد صدمات فیزیکی و تغذیه‎ای -به ویژه در کودکان- می گردد؛ روی دادن سیلاب‎های محلی و عدم دسترسی به آب آشامیدنی سالم نیز در افزایش بیماری های اسهالی و تنفسی در سواحل مؤثر هستند. همچنین رخنة سیستم های فاضلابی و سیلاب‎ها، رها شدن مواد شیمیایی خطرناک از مکان های انباشت آنها و رخنه به سیلاب ها، در ایجاد خطرات سلامت برای انسان‎های ساکن در سواحل دریاها، از نکات قابل تعمق می باشند.
حتی تغییرات ناچیز آب و هوایی نیز با اثرات فراوان بر سلامت انسان های ساحل نشین، توأم است. طی دو دهة گذشته، شیوع آسم در ایالات متحده به چهار برابر رسیده است، که بخش عمدة آن وابسته به تغییر شرایط آب و هوایی می‎باشد. برای مثال، در جزایر کارائیب، تحریک کننده های تنفسی از طریق ابرهای گرد و غباری که از بیابان‎های آفریقایی برمی خیزند رو به فزونی گذاشته است. این گرد و غبارها، اقیانوس اطلس را بر بال بادهایی که در نتیجة شکاف ژرف در گرادیان فشار در اقیانوس‎های گرم تر بر می خیزند، طیّ مسیر می کنند.
در مطالعات انجام شده در شرایط افزایش دی‎اکسیدکربن به میزان دو برابر، ساقة گیاه حشیشه المریم - در مقایسه با شاهد - 10 درصد بزرگ تر شده و 60 درصد بیشتر گرده درست می کند. بالا رفتن دی اکسیدکربن، رشد و اسپورزایی بعضی از قارچ ها را افزایش می دهد و ذرات دیزلی به رها سازی آلرژن های هوایی به بخش های عمیق‎تر حبابچه های تنفسی کمک کرده و آن ها را به سلول های ایمنی معرفی می-نمایند.

گرم شدن دریاها و بیماری های عفونی

بیماری های برخاسته از آب (waterborne) در مناطق ساحلی و دریایی بسیار به تغییرات آب و هوایی حساس هستند. در سال های 1998-1997، طیّ پدیدة ال نینو، در لیمای پرو، تعداد پذیرش های بیمارستانی در نتیجة اسهال کودکان به دو برابر بیش تر از چهار سال پیش از آن افزایش یافت و برای هر یک درجه افزایش در درجه حرارت، تعداد پذیرش ها، 8 درصد افزایش از خود نشان داد.
در محیط های دریایی، آب گرم و مواد دفعی نیتروژنی، شرایط را برای شکوفایی رشد دینوفلاژله ها فراهم کرده و موجب ایجاد جزر و مد قرمز (red tides) می شوند. (مسمومیت هایی مربوطه در فصل بعد مورد بحث قرار خواهند گرفت). بقا و پایداری میکروارگانیسم های دریایی، به شدت تحت تأثیر عوامل زیست محیطی است. به ویژه، گرم شدن زمین توان ایجاد تغییر در پراکنش میکروارگانیسم های دریایی را فراهم می کند، زیرا پاتوژن ها که محدود به آب های گرمسیری هستند می توانند با افزایش گرمای آب های سطحی دریاها، به سوی قطب ها حرکت کنند. برای مثال، پراکنش باکتری وبا (Vibrio cholerae) درگسترده رخدادهای وبا با گرم شدن زمین ارتباط مستقیمی را از خود نشان می دهد.
نفوذ آب های گرم تر و آلوده تر ساحلی به رودخانه ها می‎تواند موجب مخلوط شدن آنها با آب آشامیدنی و بهداشتی گردد. آشکارا این رویداد در خلیج بنگال، هنگام بروز وبا در بنگلادش، قابل مشاهده است. همچنانکه درجه حرارت خلیج بنگال روبه فزونی می گذارد، رشد پلانکتون ها در این خلیج نیز افزایش یافته و شرایط را برای رشد باکتری ای همچون ویبروکلرا فراهم می کند. در حقیقت امروزه، ویبروکلرا بعنوان ساکن آب های رودخانه ای و خلیجی مناطق معتدل و گرمسیر شناخته می شود و با بکارگیری روش های ملکولی، این باکتری بعنوان زیستمند طبیعی محیط های زیست آبی محسوب می‎گردد.
جمعیت این باکتری هر سال (بهار و پاییز) هم زمان با شکوفایی پلانکتونی، دو برابر می شود. اکنون رودخانه ها، خورها و آب های ساحلی، به عنوان منبع آن نگریسته می شوند. مشاهده گردیده است که باکتری در فاصله زمانی میان رخدادها، به صورت مرحلة خفته به زیست خود ادامه می دهد. ارتباط میان افزایش درجه حرارت سطح دریا و آغاز اپیدمی کلرا گزارش شده و این حالت با الگوی فصلی وبا پس از افزایش و افت درجه حرارت سطح دریا به صورت فصلی مشاهده گردیده است. همچنین میان باکتری وبا و جمعیت پلانکتونی یک همبستگی وجود دارد: در بهار، هنگامی که سطح آب گرم می‎شود، نخست پلانکتون ها با استفاده از نور خورشید و انرژی حرارتی افزایش می یابند. سپس، فزونی در پلانکتون ها با شکوفایی زئوپلانکتون ها توأم می گردد.
در 1992-1991، یک اپیدمی وبای غیر قابل پیش بینی در پرو روی داد که منتهی به کشته شدن 5 هزار نفر و رخداد 200 هزار مورد وبا گردید. این در صورتی بود که وبا در آمریکای جنوبی برای تقریباً 100 سال گزارش نشده بود و در این واقعه، این اپیدمی، به صورت چشمگیری هنگام چرخة نوسانی ال نینوی قدرتمند غیر معمول روی داد. هنگامی که ال نینوی بعدی در سال 1998-1997 رخ داد، جامعة پزشکی آماده بود تا ارتباط میان وبا و نوسان ال نینو را مورد بررسی قرار دهد و همزمان ال نینو موجب افزایش درجة حرارت در سواحل آمریکای لاتین در سال 1997 گردید، همراهی وبا با پلانکتون‎ها نیز گزارش شد. تعداد باکتری از بهار تا تابستان افزایش یافته و موارد وبا فزونی یافت. این پدیده، همبستگی چشمگیری میان درجه حرارت سطح آب دریا و رخداد وبا را نشان داد (یعنی همان حالتی که پیش از این در بنگلادش مشاهده شده بود).
از این رو، عوامل پیچیدة درجه حرارت سطح دریا، سطح آب دریا، جمعیت های زئوپلانکتونی و دیگر عوامل محیطی، توانایی پیش بینی رخداد اپیدمی وبا را ایجاد می کنند که می‎توان زمان رخداد این اپیدمی را از طریق بررسی همه جانبه‎ی تغییرات آب و هوایی به وسیلة گیرنده های ماهواره ای و دیگر داده های زیست محیطی بدست آورد.
در یک فراگرد کلی، درک و مدل سازی نقش تغییرات آب و هوایی در پراکنش بیماری های عفونی، می تواند تکمیل کنندة درک جامع نگر نتایج حاصله از تغییر آب و هوای جهانی باشد.

تغییرات آب و هوا و بیماری های ارگانیسم‎های دریایی

اخیراً مرگ و میر جمعی - در نتیجة رخداد بیماری‎های گسترده - در گروه های عمدة ارگانیسم های دریایی گزارش شده است. هر چند اطلاعات کنونی ما از شرایط اپیدمیولوژیک بیماری های رایج ارگانیسم های دریایی بسیار ابتدایی است ولی در مورد گروه های ویژه ای (مانند مرجان ها و پستانداران دریایی) می بینیم که فراوانی اپیدمی های گسترده و بیماری های نوپدید و جدید در میان آنها رو به گسترش است.
افزایش چشمگیر در شدت “ سفید شدن مرجان ها” در طی سال های 98-1997 با افزایش درجه حرارت در نتیجة پدیدة نوسانی ال نینو توأم بوده است. چنین تنش های فیزیولوژیکی که به تغییرات آب و هوایی وابسته هستند، ممکن است موجب کاهش سطح مقاومت میزبان و افزایش فراوانی بیماری های فرصت طلب (opportunistic) در میان آنها شود. در پاتوژنز این بیماری های نوپدید در میان ارگانیسم های دریایی، فعالیت های انسانی و تغییرات آب و هوایی، هر دو مؤثر بوده و موجب انتقال فزایندة و گستردة گونه های پاتوژن شده و آنها را در معرض جمعیت میزبان‎های جدید قرار می دهند. به زبان دیگر، نه تنها پاتوژن های جدید در نتیجة تغییر در درجه حرارت آب دریاها پدیدار می گردند، بلکه این تغییرات درجه حرارتی، موجب ایجاد استرس و فشار بر ارگانیسم های دریایی شده و توان آنها را برای رویارویی با عفونت ها کاهش می دهد. اطلاعات موجود نشان می دهد که هنوز به پژوهش های گسترده تری برای درک ارتباط میان تغییرات آب و هوایی، آلودگی، پاتوژن های دریایی و مکانیسم های ایجاد کنندة مقاومت به بیماری در ارگانیسم‎های دریایی نیاز است.
به صورت شاخص، اثر این رخدادهای هواشناسی بر روی گونه های دریایی، در مورد مرجان ها کاملاً آشکار است زیرا بر اثر تنش های زیست محیطی دچار پدیدة سفید شدگی (رانده شدن جلبک همزیست) می گردند. سفید شدگی مرجان‎ها در سال 1998، گسترده ترین و شدیدترین نوع از این پدیدة جغرافیایی ثبت شده در تاریخ می باشد که موجب مرگ و میر چشمگیر و فراگیر مرجان ها در جهان گردید. استرس بسیاری از این مجموعه های مرجانی، برخاسته از در معرض قرار گرفتن آنها در درجه حرارت بالا، حاصل از نوسان ال نینو، به مدت طولانی بوده است. گرچه در این گزارشات، از مرگ و میر به دلیل سفید شدگی یاد شده است ولی امکان دارد که مرگ بعضی از مرجان ها، حاصل عفونت‎های فرصت طلب بوده باشد. از آنجا که در یک پاتوسیستم مرجانی، نوعی باکتری مشارکت داشته است، لزوم انجام پژوهش های فراتر، برای ارزیابی ارتباط میان سفید شدگی و بیماری ،جلوه می‎نماید.
تشکیلات مرجانی نقش مهمی در ارتباط دریا و سلامت انسان ها بازی می کنند. این تشکیلات، بعنوان سد دفاعی در برابر طوفان ها و شوری آب های زمینی عمل می نمایند و حیات مرجان، جهت حفاظت جمعیت های ماهی های دریایی، ضروری می باشد.
افزون بر این، هنگام رخداد ENSO در بروز نوسانی، بیماری صدف خوراکی شرقی (Crassostrea virginica) به نام درمو (Dermo) که توسط انگل پروتوزوایی (Perkinsus marinus) ایجاد می شود، مطرح گردیده است. در سراسر خلیج مکزیکو، یعنی جایی که درمو حالت اندمیک دارد، عفونت با (P. marinus) شدیداً با چرخة ENSO ارتباط نزدیک دارد.
ممکن است، روند فزایندة گرما در زمستان، طیّ 25 سال گذشته، در ساحل شرقی ایالات متحدة آمریکا، در انتشار بیماری های درمو و MSX مؤثر بوده باشد.
بیماری MSX، بیماری صدف خوراکی است که توسط (Haplosporidium nelson) ایجاد می شود.
به طور کلی، روند گرم شدن، شرایط زیست محیطی ای را بوجود می آورد که موجب گسترش رو به شمال (P. marinus) به سوی جمعیت های میزبان مستعد جدید می‎گردد.

 

اقلیم دریایی و سلامت


تاریخ بروز رسانی:   1 امرداد 1392

تعداد بازدید:   ۱

 


چاپ
< >