پزشکی دریایی: جانوران خطرناک دریایی

1392/5/1 0:0

ترومای جانوران دریایی

کوسه (بمبک)
دانش ما در مورد کوسه بیشتر براساس افسانه استوار است تا حقیقت. در اوایل قرن گذشته، اروپائیان به کوسه ها همچون جانورانی خونخوار یا درنده که به انسان‎ها حمله می-کنند، می نگریستند و این نگرش با اطلاعات ضد و نقیض انباشته شد و دیگر شکی را در این مورد بر جای نگذاشت؛ در حالیکه واقعیت چیز دیگری بود. کوسه ها گروهی از جانوران دریایی هستند که به خوبی تکامل یافته‎اند و اکثریت 370 گونة آنها در محیط زیست دریایی زندگی می کنند. بسیاری از آنها در آب های کم ژرفا یا اطراف جزایر مناطق معتدل و گرمسیر پراکنده اند.
کوسه ها احتمالاً موفق ترین شکارچیان در طبیعت هستند و اینگونه بوده است که در فولکلور مردمان سرزمین های گوناگون حضور یافته اند و این خود موجب شده است که در مورد حملة این جانور، بزرگ نمایی شود. در حقیقت، حملة کوسه ها به انسان ها زیاد نیست. در سال 2000، 79 مورد حملة کوسه به انسان گزارش شده است که دو سوم آنهادر آب های ایالات متحدة آمریکا بوده است. استرالیا مقام دوم و آفریقای جنوبی مقام سوم را به خود اختصاص داده اند. اگر بخواهیم مقایسه ای انجام دهیم، مرگ و میر بیشتری از نیش زنبور عسل و برق گرفتگی - تا حمله کوسه‎ها - حاصل می گردد.
تنها 30 گونه کوسه از 370 گونه به انسان حمله می‎کنند. کوسة سفید بزرگ (Charcharodon charcharias)، نمایندة کوسه های حمله ور به انسان‎ها است. بزرگترین گونه ها (معمولاً ماده) به وزن 1 تا 2 تن و طول 6 متر می رسند. دندان ها به صورت مثلثی، اره ای، بی تناسب و بزرگ بوده وگاهی بیش از 6 سانتی متر طول دارند. این کوسه‎ها می‎توانند تا 1000 کیلومتر در ماه شنا کنند.
کوسه های خاکستری (Carcharhinids) از بزرگترین ومهاجم ترین کوسه ها هستند که 1 تا 3 متر طول دارند.
به عنوان مثال می‎توان از کوسة ببری (Galeocerdo cuvier) و کوسة نوک سفید اقیانوسی نام برد. کوسة ببری به صورت شناور بوده (پلاژیک) و تقریباً هر چیزی را می خورد و هم در آب های کوتاه و هم ژرف دیده می شود.
ژاک کوستو، کوسة نوک سفید را خطرناکترین نوع کوسه قلمداد کرده است. این گونه، یکی از فراوان ترین انواع کوسه‎ها بوده که سریعاً در حوادث میان اقیانوسی-مانند غرق شدن کشتی ها یا سقوط هواپیما در آب- تجمع می‎یابند.
از کوسه های مهم دیگر که به شناگران و غواصان حمله می کند، کوسة گاونری (Carcharinus leucas) است. حملة کوسه ها همیشه برای غذا نبوده است بلکه وجود تکانه-های فیزیکی و شیمیایی مانند جانوران تازه کشته شده و آسیب دیده، می توانند جلب نظر کوسه ها را کرده و موجب ایجاد پاسخ رفتار تغذیه ای در آنها شوند.
گاز زدن کوسه به این صورت است که جانور در حالت افقی و کمی به سمت بالا قرار می گیرد و سر به سوی عقب قرار گرفته و دندان های فوقانی به سوی جلو میل می کنند. این وضعیت موجب افزایش اندازة دهان و آشکار شدن دندان های تیز تیغ مانند آن می شود. پوست بسیار برنده و زبر کوسه نیز موجب ایجاد آسیب های گسترده می شود. همزمان که کوسه شکار را با دندان های خود به چنگ انداخته است، آروارة وی کناره های طعمه را بریده و منطقة آسیب دیده، جدا می شود.
چنانچه کوسه های دیگر در مجاورت باشند، آنها نیز به صورت بازتابی به حمله پاسخ داده و الگوی رفتار غذایی دیگر -یا الگوی دیوانه وارکننده غذایی- را از خود نشان می دهند.
در مورد کوسة بزرگ سفید، اولین گاز گرفتن جانور بزرگ، با هدف زخمی کردن و کشتن و نه خوردن طعمه صورت می گیرد. از این رو، این کوسه بعد از گاز گرفتن، جانور را رها می سازد تا از خون ریزی بمیرد و پس از آن که هیچ خطری او را تهدید نمی‎کند، از طعمة خود بعنوان غذا استفاده می کند.
هنگامی که یک قربانی احتمالی از گروه خود جدا می‎شود، امکان بیشتری برای حملة کوسه‎ها بوجود می‎آید. در حقیقت، در کنار دیگران بودن، خود یک سپر حفاظتی ایجاد می کند. حتی کمک کردن به قربانی از جانب کمک کننده، به ندرت موجب حملة کوسه به کمک کننده می شود.
یک نوع متفاوت حمله، به صورت جنگجویانه، برای دفاع از حریم خود و راندن متجاوز که می تواند یک غواص یا شناگر باشد، انجام می‎پذیرد. چنانچه متجاوز منطقه را تخلیه نماید، حمله صورت نمی گیرد. اکثر حملات کوسه های محلی مانند کوسة گاونری از این گونه هستند و کوسه با دندان های آروارة بالایی به قربانی خود ضربه می زند که موجب ایجاد زخم های چاک داری می گردد.
نوع دیگر حمله زمانی صورت می گیرد که فرد ناگهان از قایق به درون آب وارد شده یا شیرجه می زند. زیرا کوسه‎ها اغلب قایق ها را دنبال می کنند و پاسخ کوسه به ورود متجاوز، به صورت گاز زدن صورت می گیرد.
چند نکته وجود دارد که شناگران می توانند رعایت کنند تا از حملات کوسه ها در امان باشند. نخست آنکه توصیه شده است که در آب ادرار نکنند، یا در هنگامی که خراشیدگی یا زخم های خونریزی دهنده دارند از شنا کردن اجتناب کنند. همچنین گفته شده است که شناگر می بایست آرام شنا کرده و آب را زیاد به هم نزند و درگروه مانده و یا حداقل با یک یار، راه را ادامه دهد. این گونه رفتار می تواند امکان حملة کوسه را تا بیش از 50 درصد کاهش دهد. همچنین شناگران نمی بایست در آب هایی که روشنایی خوبی ندارند، در کنار شکاف ها یا کانال های ژرف، در هنگام غروب یا شب شنا کنند، زیرا کوسه‎ها در این مواقع به شکار علاقه دارند. همچنین گاهی بیان می شود که زنان در زمان قاعدگی شنا یا غواصی نکنند. امّا شواهدی بر تأیید این عقیده که جریان خون موجب جلب کوسه ها می شود، وجود ندارد؛ بر عکس شواهد تجربی و آماری خلاف آن را دلالت می کنند.
همچنین گفته می شود که پوشیدن لباس های با رنگ روشن موجب جلب کوسه ها می شوند؛ اما این رنگ ها برای عملیات نجات، جهت تعیین مکان افراد در دریانوردی، بسیار ایمن هستند. حملة کوسه ها به غواصان اسکوبا، در حال فزونی است و بیش از یک سوم حملات به آنها صورت می گیرد. لباس غواصی هیچ گونه حفاظتی ایجاد نمی کند و ممکن است حتی شانس حملة کوسه را بر خلاف آنچه نظر عامه است، افزایش دهد. از این رو، غواصان نیز می‎بایست تمام مراقبت‎هایی که یک شناگر انجام می دهد را در نظر بگیرند و نیز از غذا دادن به کوسه ها خودداری کنند؛ زیرا کوسه، غواص، طعمه و قایق را یکی می انگارد. چنانچه کوسه به یک یا دو متری غواص آمد، هر حرکتی که موجب تحریک جنگاوری یا الگوی غذایی کوسه شود - مانند خروج حباب ها، حرکت های ناگهانی بدن و تولید صدا- در آغاز حملة کوسه مؤثر است. زدن یا فشار بر روی نقاط حساس کوسه‎ها مانند چشم ها، پوزه، آبشش ها - با کارد یا اشنوکل یا هر وسیله ای دیگر- می تواند حمله را خاتمه دهد.

درمان
جدا از نجات قربانی از آب و جلوگیری از ایجاد آسیب بیشتر، اساس درمان جلوگیری از خون ریزی و درمان شوک است. زیرا زخم کوسه، خصوصیت منحصر بفرد خون ریزی فراوان را دارد و می توان با فشار آوردن و یا تورنیکت - یا هر دو- برای جلوگیری از خون ریزی سرخرگی و نیز بالا نگه داشتن اندام زخمی جهت جلوگیری از خون ریزی وریدی اقدام نمود. زخم های کوسه ها کشنده نیستند، ولی نیاز به جراحی ترمیمی دارند. حملات کشنده معمولاً در نتیجة خون‎ریزی فراوان، بدلیل پارگی سرخرگ اصلی، می باشند. تحرک زیاد نیز موجب خون ریزی زیاد و وخیم تر شدن شرایط بالینی می‎شود.
در هر صورت، تزریق وریدی مایعات و درمان شوک مقدم بر انتقال مصدوم به بیمارستان است. اقدامات جراحی شامل دبریدمان، پاکسازی زخم، بیرون آوردن اجسام خارجی (همچون دندان های کوسه) و تجویز داروهای ضد عفونت، اقدامات پیش از جراحی ترمیمی می باشند.
تجویز مورفین وریدی - با وجود اثر سرکوب کنندگی تنفسی آن- دارای سودمندی های فراوانی است.
گرفتن رادیوگرافی ساده، برای شناسایی دندان های به جا مانده یا اجسام خارجی، لازم است. بخیه تاندون ها، مگر آنکه زخم خیلی تمیز باشد، انجام نمی گیرد. پیوند پوست زود انجام می شود تا اعصاب، تاندون ها، عروق، مفاصل و ماهیچه-ها حفظ شوند.
تجویز آنتی بیوتیک با طیف گسترده توصیه می شود، زیرا آلودگی باکتریایی گسترده است و ارگانیسم های دریایی و نیز خشکی را می بایست پوشش داد. کلستریدیوم تتانوس و کلستریدیوم ولشی، از زخم های کوسه جدا شد ه‎اند و پیداست که این آلودگی ها بعد از آسیب روی داده اند.
بارکودا (Barracuda)
ماهی گوشتخوار بزرگی (تا 7 فوت) است که در دسته‎های بزرگ دیده می شود، از انسان تغذیه نمی کند ولی گزارش هایی از حملة اتفاقی آن به افرادی که اجسام با رنگ روشن همراه داشته اند وجود دارد (مانند ساعت، گردن بند، چراغ قوه های غواصی به ویژه در شب). به نظر می‎رسد که بعضی از گونه ها، بسته به مکان جغرافیایی، کم و بیش مهاجم باشند.

شیرهای دریایی
معمولاً شیرهای دریایی بازیگوش هستند، ولی می توانند به ویژه در هنگام جفتگیری خطرناک باشند. در حقیقت، حمله به غواصان توسط شیرهای دریایی بیش از کوسه ها گزارش شده است. توصیه می شود هنگامی که شیرهای دریایی رفتارهای بیرون از آب (مانند پارس کردن) از خود نشان می-دهند از آب خارج شوید و هنگام حضور نرهای بزرگ در آب شنا نکرده و در فصل جفت گیری نیز به شیرهای دریایی نزدیک نشوید.

مارماهی مورای (Moray eels)
طول مار ماهی می‎تواند به 6 تا 8 فوت برسد. دندان‎های آنها تیز و تیغ مانند بوده وگاز مارماهی می تواند باعث خون ریزی فراوان شود و اغلب نیز زخم حاصل از آن دچار عفونت می شود. آنها معمولاً مهاجم نیستند، ولی گاهی رفتار خصومت آمیز از خود نشان می دهند. زخم آنها حالت چاک دار دارد و این شکل زخم است که هدف آنها تغذیه ای نبوده و این رفتار کاملاً دفاعی است. عارضة مهم شامل خون-ریزی و شوک است. قربانی تعریق کرده و بدن او سرد می شود؛ نبض تند، افت فشارخون و حالت سنکوپ در ایستادن را نیز از خود نشان می‎دهد.

اختاپوس و اسکوئید
اختاپوس ها می توانند بسیار بزرگ باشند ولی معمولاً به انسان ها حمله نمی کنند. با این وجود، چند گزارش از حملة آنها به غواصان وجود دارد که به نظر می رسد به قصد بازی کردن یا دفاع از خود انجام شده اند. اسکوئیدهای بزرگ، بسیار مهاجم بوده و به ماهیگیران صدمه می زنند. اسکوئید غول آسا در ژرفای اقیانوس زندگی می‎کند و گفته می شود به قایق های بزرگ حمله می کند. وال های بزرگ اسپرم از آنها تغذیه می کنند و گاهی زخم های بزرگی از نبرد میان آنها بر بدن این وال ها دیده می شود.
اختاپوس شایع (Octopus vulgaris) در آب های گرم و معتدل زندگی می‎کند و گسترة بازوهای آن بصورت گسترده به 3 متر و وزن آن به 5/22 کیلوگرم می رسد. گاز اختاپوس بر بدن انسان با درد شدید توأم است و واکنش التهابی و بافتی شدیدی ایجاد می‎کند که توأم با تورم و بی حسی است، روزها طول می کشد تا بهبودی حاصل شود و اغلب نیز تولید خارش می کند.
نهنگ قاتل
نهنگ قاتل بزرگترین در میان خانوادة دلفین ها است و نام خود را از حمله به موجودات دریایی دیگر چون خوک‎های دریایی و وال های بزرگ بدست آورده است. نهنگ قاتل قربانی خود را به آب‎های عمیق برده و موجب مرگ قربانی با غرق کردن آن می‎شود.

آذرماهی های برقی (electric rays)
اژدرماهی (آذرماهی برقی) در آب های گرم ومعتدل، در ژرفای کم، زندگی کرده و در شن یا لجن فرو می رود. تخلیة الکتریکی این ماهی از 8 تا 220 ولت است و جریان الکتریکی از بخش منفی شکمی به سوی بخش مثبت پشتی انتقال می‎یابد. ارگان های الکتریکی ضخیم، اغلب در هر دو طرف آشکار هستند. تخلیه الکتریکی، یک واکنش بازتابی به تحریک لمسی است. این ماهی می‎تواند چندین تخلیة ممتد را با شدت نزولی انجام دهد. شوک الکتریکی، اثرات جدی در ناتوانی موقت انسان دارد و برای کودکان فوق العاده خطرناک می باشد و می‎تواند زمینه ساز خطر بعدی یعنی غرق شدگی و آسپیراسیون باشد. پوست از خود تظاهرات موضعی نشان نمی‎دهد. بهبودی خودبخودی روی داده و اغلب به درمانی نیاز نیست.

ماهی های دیگر
از ماهی‎های دیگر که خطرناک و آسیب زا معرفی شده‎اند می توان به گروپر (Grouper)، مارلین، ماهی بادبانی، ارّه ماهی، شمشیر ماهی و ماهی فوگل اشاره کرد.
ماهی بادکنکی (فوگل) دارای آرواره هایی است که می‎تواند سخت پوستان را تکه کند. ماهی های بادکنکی آرام شنا می کنند و اغلب غواصان به آنها نزدیک می شوند و از این رو، انگشت غواصان می تواند برای آنها لقمة کوچکی باشد.

بریدگی های مرجانی
بدلیل لبه های تیز مرجان ها و نوع شنای انسان در دریا، مرجان ها اغلب موجب آسیب دیدگی بدن می شوند که گاهی این بریدگی ها، از لحاظ شدت، با آسیب های جانوران دریایی مهاجم برابری می کنند.
نه تنها سطح مرجان ها با لعابی انباشته از باکتری پوشیده شده است، بلکه قطعاتی از مرجان و اجسام خارجی نیز اغلب در مکان بریدگی ها برجای می مانند. بعضی از تظاهرات بالینی، به ویژه در هنگامة تازگی جراحت، می تواند به دلیل تخلیة نماتوسیت ها باشند. گاهی نیز بیماران به ارسی پلوتریکس (Erysipelothrix) دچار می شوند. بعضی از ارگانیسم های ویبریویی ممکن است در محیط دریایی وجود داشته باشند و تولید عفونت های جدی کنند. این ارگانیسم ها ممکن است بر روی محیط کشت آگار خونی معمولی در دمای 37 درجه سانتی گراد رشد کنند. ولی دیگر ارگانیسم های دریایی می بایست در محیط کشت سالین اختصاصی و در درجه حرارت های گوناگونی رشد کنند تا تشخیص باکتریایی میسر شود. این موضوع در مورد دیگر ترومای های دریایی و خراشیدگی های پوستی نیز صادق است.
اغلب در بریدگی‎های مرجانی، یک بریدگی که تمیز به نظر می رسد در دست یا پا دیده می شود و از این رو مورد توجه قرار نمی‎گیرد. چند ساعت بعد، یک حس سوختگی مانند به ویژه در هنگام شستشو حس می شود. در این هنگام، واکنش التهابی خفیفی در اطراف بریدگی دیده می گردد. طی یک تا دو روز، التهاب گسترده می شود و با تورم، تغییر رنگ و درد پذیری در هنگام لمس توأم می گردد. موارد شدید، تولید آبسه همراه با زخم مزمن و حتی استئومیلیت می کنند. بعد از بهبودی، ممکن است یک منطقة کرخی با ندول فیبروز در زیر آن بوجود آید که واکنش کلوئیدی به جسم خارجی مرجان است.
درمان شامل پاکسازی محل آسیب، بیرون آوردن جسم خارجی و به کار بردن پودر آنتی بیوتیکی یا پمادی همچون نئومایسین است. تجویز آنتی بیوتیک های عمومی نیز ممکن است نیاز باشد؛ چنانچه چنین نیازی موجود باشد، سفالوسپورین های نسل سوم -تا شناسایی ارگانیسم از طریق آزمایشگاهی- تجویز می شود. از عوارض بریدگی های مرجانی، خارش ناخوشایندی است که برای چند هفته برجای می ماند ولی به استروئیدهای موضعی پاسخ می دهد.

مارهای دریایی
مارهای دریایی خزندگانی هستند که از هوا تنفس می‎کنند و 87 گونه هستند. آنها در مناطق گرمسیری و معتدل و بیشتر در منطقة اقیانوس هند-آرام دیده می‎شوند. مارهای دریایی بر اساس الگوی تغذیه ای به دو تیپ عمده تقسیم می‎شوند.
“تغذیه کنندة کف رو” تا ژرفای بیش از 100 متر در آب فرو می‎رود. جنس Laticauda (یا مارهای نواری) از نمونه‎های بارز این تیپ هستند. آنها به سواحل و آب های نسبتاً کم ژرفا محدود شده اند و اغلب محل پرورش و تخم گذاری آنها در سواحل در درون غارها یا شکاف ها است و می توانند برای مدت طولانی در خارج آب زندگی کنند.
تیپ دوم، گونه های شناور (پلاژیک) هستند که نمونه آن مار دریایی شکم بزرگ زرد (Pelamis platurus) است. این مارها در سطح تغذیه می کنند. جفتگیری در دریا انجام می‎شود و مارها در آب زنده هستند و چنانچه بر ساحل یا خشکی پرتاب شوند می میرند. برای این مارها، گرمای زیادکشنده است و برای گریز از گرما به آب های خنک ژرفا پناه می‎برند، ولی در فصل باران و روزهای ابری روی سطح دیده می شوند.
مارهای دریایی کنجکاو بوده و گاهی مهاجم می‎شوند (به ویژه چنانچه بر روی آنها گام گذارده شود یا با دست لمس شوند). آنها همچنین به اجسامی که تند حرکت می کنند جلب می شوند؛ همچنین در تورهای ماهیگیری به دام افتاده و برای ماهیگیران خطرناک می شوند.
مارهای خشکی زی نیز ممکن است وارد آب شوند و گاهی افتراق دشوار می شود ولی مارهای دریایی دارای دم پارو مانند و پهن هستند ولی هیچ مار خشکی زی این نوع دم را ندارد.
زهر مار دریایی 20 بار قوی تر از کبری است ولی در هر گزش مقدار کمی زهر آزاد می شود و از این رو، در یک چهارم از موارد گزش ها، نشانه هایی از مسمومیت در قربانی دیده نمی-شود. این جانوران برای تزریق زهر به بدن قربانی، (حتی هنگامی که می گزند)، اکراه دارند؛ امّا زهر تازة یک مار دریایی بالغ در بعضی از گونه ها می‎تواند تا سه مرد را بکشد. زهر مار دریایی، به حرارت مقاوم بوده و پروتئینی غیر آنزیمی است که به نظر می رسد انتقال عصبی ماهیچه ای را با اثر بر روی غشاء پس سیناپسی بلاک کرده و بر پایانه های اعصاب حرکتی اثر می کند. زهر اثر ویژه ای در بلاک اثرات استیل کولین دارد. یافته های اتوپسی شامل نکروز پراکنده و انتخابی در ماهیچه‎های اسکلتی است و چنانچه بیش از 48 ساعت بیماری به طول انجامد، آسیب توبولر در کلیه ها نیز دیده می شود.

یافته های بالینی
معمولاً دیده می شود که مکان نیش از 1 تا 20 عدد -بستگی به دندان ها یا دندان نیش- متفاوت است؛ ولی معمولاً 4 عدد مشاهده می گردد که دندان های شکننده تر نیز ممکن است در زخم برجای بمانند. معمولاً درد یا تورم -کم یا هیچ- در محل دیده می شود و بعد از یک دورة کمون بدون علائم (که ممکن است از 10 دقیقه تا چند ساعت به طول انجامد) تقریباً در یک چهارم از موارد تظاهرات عمومی بروز می کنند.
علائم خفیف شامل واکنش روانی و پریشانی برآمده از واکنش به زهر مانند سرخوشی (Euphoria)، عصبانیت یا بی‎قراری می باشند. زبان به صورت کلفت احساس می شود. معمولاً احساس تشنگی، خشکی دهان، تهوع و استفراغ اتفاق می افتند. سفتی و درد ظاهر گردیده و ضعف عضلانی نیز احساس می شود. چنانچه ضعف به سوی فلج میل کند، معمولاً فلج فوراً خود را همانند گیلان بارۀ بالا رونده نشان می دهد (که معمولاً پاها یک ساعت پیش از تنه و آنگاه بازوها و گردن درگیر می شوند). نوع تظاهر دیگر فلج، به صورت گسترش از مرکز منطقة گزش است. فلج از از گزش در دست، به سوی ساعد، بازو، بازوی دیگر، بدن و پاها حرکت می کند. معمولاً گروه ماهیچه های پروکسیمال بیشتر درگیر می شوند و تریسموس و افتادگی پلک ها از ویژگی های مارگزیدگی هستند. طپش ماهیچه‎ای و اسپاسم نیز روی داده و بیمار دشواری در بلع و صحبت کردن را با گسترش فلج به سوی مناطق بولبار (bulbar) تجربه می کند. سپس فلج صورت و چشم ها روی می دهد. دیسترس تنفسی به دلیل درگیری دیافراگم موجب تنگی نفس، سیانوز و در نهایت مرگ می گردد. نارسایی، تشنج و کما از وقایع انتهایی هستند.
میوگلوبین اوری در 3 تا 6 ساعت بعد از گزش های شدید روی می دهد و کراتینین کیناز سرمی، نارسایی کلیوی حاد با تغییرات در پتاسیم و الکترولیت ها، اورمی، تشدید فلج عضلانی و ضعف، پدیدار می شوند. در زمانی که بهبودی روی می دهد، معمولاً سریع و کامل خود را آشکار می‎کند. اختلالات انعقادی و همولیز (برعکس مارهای خشکی‎زی)، شایع نیستند.
درمان
کمک‎های اولیه:
نخست چنین تصور می شد که برش وریدی در مکان بالاتر از گزش می تواند زهر را خارج کند؛ ولی امروزه درمان رایج، به کار بردن روش ترکیبی شامل فشار و ایجاد بی حرکتی (pressure immobilization) است. چنانچه امکان دارد، برای کارهای تشخیصی، مار می‎بایست به دام انداخته شود، ولی سرم بیمار را می‎توان برای وجود زهر ماهی دریایی نیز مورد آزمایش قرارداد. در هنگام بروز نشانه‎های جدی، تنفس دهان به دهان ممکن است لازم باشد.

درمان بیمارستانی:
احیاء قلبی تنفسی و درمان برای شوک قلبی عروقی و تشنج ممکن است مورد نیاز باشد. “ضد زهر مار دریایی” را در موارد شدید می بایست با دقت استفاده نمود. هر آمپول حاوی 200 میکروگرم است و روش تجویز را می بایست براساس بروشور آن انجام داد. تجویز آن برای افراد حساس به آلرژی خطرناک است. از این رو مراقبت های اورژانس برای شوک آنافیلاکتوئید شامل تجویز زیر جلدی آدرنالین/ اپی نفرین مورد نیاز است. بعضی از پزشکان، از درمان پیش گیرانه، شامل تجویز اپی نفرین و آنتی هیستامین، پیش از تزریق ضد زهر استفاده می‎کنند. این پادزهر بر علیه 12 زهر شایع ساخته شده است. از این رو، متأسفانه در بعضی از موارد اثر ندارد. معمولاً ضد زهرتا 8 سال باقی می‎ماند. در صورتی که ضد زهر مار دریایی وجود نداشته باشد می توان “ضد زهر مار ببری” یا “ضد زهر مار خشکی چند والانت” را به کار برد؛ ولی هنوز اطمینان از اثر بخشی آنها نیاز به مطالعه دارد. مایع و الکترولیت ها باید جبران شوند و نارسایی کلیوی حاد نیز معمولاً از طریق بررسی دفع ادراری، بالا رفتن اوره و اختلالات الکترولیتی قابل بررسی است. همودیالیز بهبودی چشمگیری را در فلج عضلانی و شرایط بالینی عمومی موجب می شود.
بایستی بیماران گزیده شده با مار دریایی را 24 به مدت ساعت در بیمارستان تحت نظر قرار داد. زیرا در ایجاد علائم ممکن است تأخیر وجود داشته باشد. ممکن است تجویز آرام بخش ها نیاز باشد و منطقی است که از ضد اضطراب ها، که بدون ایجاد اختلال در وضعیت تنفسی، بیمار را آرام می کنند، استفاده کرد.

نیشِ ماهی

بسیاری از ماهیان دارای خار و دستگاه زهری هستند که معمولاً برای حفاظت و گاهی برای از پای در آوردن شکار خود از آن استفاده می کنند. خارها ممکن است نهان باشند و هنگامی که به کار می‎روند (مانند سنگ ماهی) آشکار می‎شوند یا ممکن است بسیار برجسته بوده و به عنوان عامل هشدار دهنده برای شکارچیان (مانند آتش ماهی و کد ماهی پروانه ای) به کار رود.
بعضی از موارد زهر ی شدن با ماهیان (به ویژه با سنگ ماهی یا لقمه ماهی) به مرگ منتهی می شود. از این رو به صورت جداگانه به توصیف این ماهیان زهر آگین می پردازیم. دیگران، مانند عقرب ماهی وآتش ماهی (خانوادة Scorpaenidae)، گربه ماهی (خانوادة Plotosidae و Ariidae) و استار گیزر (خانوادة Uranoscopidae) نیز اغلب مسئول مرگ و میر انسانی می باشند.
ویورفیش (خانوادة Trachinidae)، وزغ ماهی (خانوادة Batrachoididae)، خرگوش ماهی (خانوادة Siganidae) و دیگر گونه های پشت چرمی (خانوادة Carangindae) چنین تصور می رود که دارای زهری قوی باشند. حتی بعضی از کوسه ها (خانوادة Heterodontidae) دارای خارها و دستگاه های زهری هستند.
به عنوان یک قانون عمومی، ماهی ای که آسیب دیده باشد- مانند گیرافتادن در تورهای ماهیگیری- تولید مشکلات کمتری از لحاظ بالینی می کند؛ زیرا احتمالاً سامانة زهرآگینی آن تحریک و تخلیه شده است. زخم هایی که شدیداً خون ریزی می‎کنند، احتمال کمتری برای توأم بودن با علائم شدید دارند. بعضی از خارها - به صورتی غیر قابل توضیح - دارای کیسه‎های زهری نیستند و بنابراین تولید علائم کمی می کنند. ماهی های دیگر نیز تولید آسیب با خارهایی کارد مانند می‎کنند که ممکن است زهری بدون زهر باشند؛ مانند ماهی همسر پیر (خانوادة Enoplosidae)، ماهی جراح و تک شاخ ماهی (خانوادة Acanthuridae) و ماهی موش صحرایی (خانوادة Chimaeridae). در بسیاری از موارد، لعاب موجود بر روی خارهای ماهیان ممکن است در تولید علائم مشارکت کرده و موجب عفونت بعدی گردد. شناسایی گونه ماهی عامل زخم همیشه میسر نیست؛ امّا خوشبختانه علائم بالینی چندان با یکدیگر متفاوت نیستند.

یافته های بالینی
معمولاً اولین علامت به صورت درد موضعی بلافاصله بعد از نیش بروز می‎کند که طی چند دقیقه بعد، از لحاظ شدت، فزونی می یابد. درد ممکن است آزار دهنده باشد ولی بعد از چند ساعت کاسته می شود.
سوراخ زخم بی حس است ولی منطقة اطراف آن پرحس است. احساس درد و درد در هنگام لمس در غدد لنفاوی منطقه ای ممکن است وجود داشته باشند که حتی به سوی مرکز نیز کشیده می شود. مکان نیش و فرو رفتن خار، به صورت ملتهب یافته و گاهی با منطقة سیانوتیک دیده می شود. در اطراف منطقة سیانوتیک، منطقة دردناکی وجود دارد که رنگ پریده و تورم یافته است و ادم فرورونده نیز دارد. علائم عمومی گاهی شدید است. اغلب، بیمار بر اساس میزان درد، برانگیخته است که با نشانه های بالینی تناسبی ندارد. این برانگیختگی می تواند به حالت هذیان‎گویی منتهی شود. بی‎حالی، تهوع، استفراغ و تعریق با تب و لوکوسیتوز ممکن است توأم شوند. گاهی، حالت شوک قلبی عروقی که به مرگ منتهی می شود روی می دهد. دیسترس تنفسی در موارد شدید دیده می‎شود. التهاب موضعی مزمن، ادم، نکروز و ناتوانی ممکن است برای ماه ها ادامه یابد که علت آن عفونت های دریایی، واکنش به جسم خارجی و یا اثرات زهر است. امکان بروز این شرایط در صورتی که درمان و کمک‎های اولیه با تأخیر آغاز شوند و یا کافی نباشند، افزایش می یابد.

درمان
کمک های اولیه: بیمار می بایست به صورت دراز کش خوابانده شود و به او اطمینان داده شود. منطقة آسیب دیده می بایست در موقعیت بالا قرار داده شود. از آنجا که زهرهای ماهی ها معمولاً حساس به گرما هستند، گذاشتن زخم در آب گرم (تا حرارت 45 درجه سانتی گراد) برای 30 تا 90 دقیقه یا تا زمانی که دیگر درد عود نکند، می تواند مؤثر باشد. هم پوست سالم و هم زخم را باید در آب گرم گذاشت تا از سوختگی جلوگیری کند.
چنانچه منطقة آسیب دیده را نتوان در آب گرم شناور نمود (مانند سر یا تنه) کمپرس گرم را می توان بکار برد. زمان کلی استفاده از آب گرم بستگی به علائم دارد. چنانچه درد مکان آسیب دیده، پس از خروج از آب گرم، عود کند آن را می‎بایست دوباره در آب گرم گذاشت؛ آنگاه زخم را می بایست به خوبی با نرمال سالین شستشو و تمیز نمود.
به عنوان روش جایگزین، چنانچه روش های دیگر در دسترس نباشند (و درمانگر نیز آمادگی خطر موارد قانونی را داشته باشد) می توان یک برش کوچک در سرتاسر زخم در موازات محور طولی اندام برای ایجاد خون ریزی کم و تسکین درد ایجاد نمود. شریان بند و یا تورنیکت منع کاربرد دارند.
درمان طبّی: درمان طبی شامل کمک های اولیه که توصیف شد، می باشد. تزریق بی حس کننده ای مانند 5 تا 10 سی سی لیدوکائین یک درصد بدون آدرنالین می تواند در تسکین درد کمک کنند (حتی ممکن است طی یک ساعت نیاز باشد چندین بار آن را تکرار نمود). بلاک موضعی یا منطقه ای نیز ارزشمند است. درمان برای علائم عمومی شوک کاردیوژنیک یا دپراسیون تنفسی نیز ممکن است لازم باشد. آرامبخش های سیستمیک یا نارکوتیک به ندرت مورد نیاز است ولی در موارد شدید ممکن است به کار آیند. پاکسازی موضعی و دبریدمان زخم، همراه با برداشت خارهای شکسته یا پوست روی خارها می بایست انجام گیرد و سپس بر روی زخم، آنتی-بیوتیک موضعی (مانند نئومایسین یا باسیتراسین) گذاشته شود. پروفیلاکسی کزاز (چنانچه بافت نکروتیک یا آلودگی زخم وجود دارد) توصیه می‎شود. چنانچه نیش زدگی از نوع شدید است، موارد توصیف شده در مورد سنگ ماهی و لقمه ماهی نیز به کار ببرید.

جانوران زهرآگین

سنگ ماهی (فریاله)

شایع ترین ماهی زهری شناخته شده، سنگ ماهی است که در سراسر منطقة گرمسیری اقیانوس هند - آرام زندگی می‎کند. بسیاری از گونه ها مانند (Synanceja verrucosa) و (S. trachynis) در دیگر مناطق گرمسیری نیز دیده می‎شوند. بعضی از عقرب ماهی‎ها (Scorpaenidae) مانند عقرب ماهی نقطه ای (spotted) کارائیب، احتمالاً سمیّت قابل مقایسه ای دارند.
این ماهی 30 سانتی متر طول دارد و به صورت خوابیده در آب های کم ژرفا در لجن، مرجان یا صخره ها خود را دفن شده نگه می دارد و از محیط پیرامون غیر قابل تشخیص است. تعداد 13 رگبالة پشتی می توانند پوست را حتی از روی چکمه-های لباس غواصی سوراخ کنند. این رگباله ها در هنگامی که ماهی تحریک می‎گردد، برانگیخته می شوند. افزون بر نوک خار، ماهی با پوست سستی پوشیده شده است و هنگامی که در فشار گذاشته می شود، دو غدة زهری از طریق مجراهای خود در هر خار، زهر را به درون زخم نفوذی فرو می کنند. هر خار 5 تا 10 میلی گرم زهر دارد که با یک سی سی ضد زهر تولید شده توسط آزمایشگاه های سرمی کشورهای مشترک المنافع دراسترالیا خنثی می شود.
گاهی خار سنگ ماهی، زهری ندارد. چنین تصور می‎رود که زهر بسیار آرام باز تولید می شود. این ماهی ممکن است برای سال ها خارج از آب زنده بماند.
زهر، پروتئینی غیر پایدار است که pH شش دارد، وزن ملکولی آن 150 هزار است و تولید تنگی عروق شدید می‎کند و بنابراین می تواند خود را در مکان گزیدگی حفظ کند. با گرما (2 دقیقه در 50 درجة سانتی گراد)، قلیا و اسید (pH بالاتر از 9 یا کمتر از 4)، پرمنگنات پتاسیم و رنگ قرمز کنگو نابود می-شود. توکسین یک میوتوکسین است که بر روی ماهیچه های اسکلتی، غیر ارادی و قلبی اثر کرده و هدایت را در این بافت ها بلاک می کند، موجب آزادسازی استیل کولین، مادة پی و سیکلواکسیژناز می شود. فلج عضلات، موجب دپراسیون تنفسی، بازشدن عروق محیطی، شوک و ایست قلبی می گردد. سم نیز می تواند آریتمی قلبی ایجاد کند.

یافته‎های بالینی
علائم موضعی یا عمومی بستگی به مکان جغرافیایی، تعداد خارهای فرورفته، عمقی که خار فرورفته است، پوشش حفاظتی، سابقة نیش قبلی و اقدامات کمک های اولیه دارد.

موضعی:
سریعاً درد حس می شود که طیّ 10 دقیقه یا بیشتر افزایش می یابد. درد گاهی چنان شدید است که فرد دچار از دست دادن هوشیاری و غرق شدگی می گردد. گاهی درد به صورت مواج خود را نشان می دهد که فواصل آن ها چند دقیقه است.
ایسکمی مکان با سیانوز توأم می گردد که احتمالاً به دلیل توقف گردش خون موضعی است. منطقه دچار تورم و ادماتوز می شود که اغلب نیز گرم بوده و در مرکز نیز بی حسی دارد و بی نهایت در اطراف با لمس دردناک همراه است. ادم و تورم ممکن است بسیار زیاد بوده و به بالای اندام گسترش یابد. فلج ماهیچه های اطراف، موجب عدم تحرک اندام مربوطه می‎شود. درد ممکن است به سوی غدد لنفاوی پروکسیمایی (مانند زیر بغل و یا کشالة ران) گسترش یابد. درد و نشانه های التهابی ممکن است روزها پابرجا بماند؛ بهبودی با تأخیر، نکروز و زخم پایدار ممکن است برای ماه ها باقی باشد. تورم نیز ممکن است ادامه یابد؛ گرچه مقداری از درجة آن کاهش می-یابد. این عوارض در بیمارانی که در چند روز اول با ضدّ سم، دبریدمان، پاکسازی زخم و ضد عفونی کنندة موضعی به خوبی درمان نشده اند، دیده می شود.

عمومی:
علائم کولاپس قلبی عروقی غیر شایع نیستند. رنگ پریدگی، تعریق واضح، افت فشارخون و سنکوپ در هنگام ایستادن، ممکن است وجود داشته باشد. نارسایی تنفسی ممکن است به دلیل ادم ریوی، دپرسیون مرکز تنفسی، نارسایی قلبی، فلج عضلات تنفسی یا ترکیبی از آنها روی دهد. برادی کاردی، آریتمی قلبی و ایست قلبی امکان پذیر است. بی حالی، خستگی، تب و لرز که به سوی هذیان گویی ، فقدان هماهنگی، فلج عمومی، تشنج و مرگ میل می‎کنند نیز دیده می شوند. بهبودی ممکن است ماه ها به طول انجامد و ممکن است با دوره های بی حالی و تهوع خود را نشان دهد.

درمان
همان اصول کمک های اولیه نیش زدگی مارماهی که اشاره شد نیز در اینجا صادق است. یک بی حس کنندة موضعی بدون آدرنالین، در درون و اطراف زخم آنفیلتره می شود و چنانچه زود انجام گردد درمان انتخابی است و ممکن است درد در منطقة درناژ لنفاتیک را کاهش دهد. یک تزریق مجدد احتمالاً مورد نیاز است و اغلب دردهای مرکزی (احتمالاً با منشاء لنفاتیک) را کاهش می دهد.
ضد دردهای سیستمیک و نارکوتیک به ندرت توصیه شده و یا سودمند هستند؛ گرچه گاهی نارکوتیک های درون وریدی نیز استفاده می گردد. اندام آسیب دیده را بالا نگه دارید تا درد و تورم کاهش یابد و آنتی بیوتیک های موضعی را برای جلوگیری از عفونت ثانویه به کار برید. بعد از احیاء اولیه و اثر گذاری ضد درد، دبریدمان بافت نکروتیک را می بایست مد نظر قرار داد. حتی اگر درمان اولیه ناقص بوده یا با تأخیر صورت گرفته باشد، برداشت منطقة آسیب دیده برای کاهش علائم و بهبودی پاتولوژی ممکن است مورد نیاز باشد. از سونوگرافی یا روش تصویربرداری دیگری برای جانمایی اجسام خارجی می‎توان استفاده نمود. امّا باید توجه داشت که احتمال وجود اجسام خارجی با نتایج منفی این روش های تصویربرداری کنار گذاشته نمی شود.
ضد زهر سنگ ماهی نیز ممکن است تجویز شود. یک سی سی از آن 10 میلی گرم زهر (زهر از یک خار) را خنثی می سازد. نخست، 2 سی سی از ضد زهر به صورت عضلانی داده می شود. گرچه در موارد شدید، تجویز درون وریدی را می‎توان انجام داد و دوزهای بعدی را براساس نیاز تجویز نمود؛ ولی هرگز نباید ضد زهر به بیمارانی که حساسیت به سرم اسب دارند تجویز گردد. ضد زهر را می توان در دمای بین صفر تا 5 درجة سانتی گراد نگه داشت ولی نباید یخ بزند و از نور نیز باید محفوظ نگه داشت و بلافاصله بعد از باز کردن نیز مورد استفاده قرار داد. احتمال استفاده از آنتی بیوتیک های سیستمیک، به دلیل عفونت ثانویه، وجود دارد.
روش های احیاء مناسب ممکن است نیاز باشد که شامل ماساژ قلبی و دی فیبریلاسیون و لوله گذاری درون نای با بکارگیری تنفس مصنوعی می باشند. عوارض فلج بولبار (bulbar) نیز باید تحت درمان قرار گیرند.
گفته می شود که نیش گزیدگی سنگ ماهی، مقداری در فرد برای موارد آینده، ایمنی بوجود می آورد.

لقمه ماهی (سفره ماهی)

لقمه ماهیان از مناطق گرمسیر تا معتدل، پراکندگی گسترده ای دارند. آنها از کف زی ها هستند. بدن پهن آنها اغلب در شن نهفته است. صدمة حاصله از خار ممکن است در نتیجة ترومای فیزیکی (مانند نفوذ در فضاهای بدنی همچون پلورا، پریکاردیا پریتونیوم) یا در نتیجۀ اثرات زهر خار، موجب مرگ شود.
لقمه ماهی خاردار می تواند تا 5/4 متر درازا داشته باشد. دم شلاق مانند سفره ماهی دارای یک تا چهار خار دندانه دار اره مانند است. هر خار که تا 30 سانتی متر ممکن است طول داشته باشد حاوی تعدادی غدد زهری است که در زیر پوششی از بافت پوششی قرار گرفته است. زخم حاصل از برخورد این خارها ممکن است فوق العاده شدید بوده و تا چند سانتی متر ژرفا داشته باشد. گاهی تکه هایی از خار شکسته و همراه با پوشش اپیتلیال آن در زخم بر جای می‎ماند. لقمه ماهی روی شن ها، بالای ماسه ها فرو رفته و به علت همرنگی شدیدی که با زیستگاه خود دارد به دشواری قابل رؤیت است. اگر شناگری پای خود را روی دم آن بگذارد نتیجة کار بسیار اسفناک خواهد بود. زهر، یک پروتئین است (با وزن مولکولی بالاتر از 100 هزار) که به گرما حساس بوده و در آب محلول می باشد. در غلظت کم، ممکن است تولید تغییرات الکتروکاردیوگرافیک (افزایش فاصلة P-R) همراه با برادی کاردی کند. یک بلاک دهلیزی بطنی درجه اول ممکن است با افت کم فشارخون، روی دهد. مقادیر بیشتر تولید تنگی عروق، بلاک های درجه دو و سه دهلیزی بطنی و نشانه های ایسکمی قلبی می کند. اکثر تغییرات قلبی طیّ 24 ساعت برگشت پذیر هستند. مقداری دپراسیون تنفسی با مقادیر زیادتر زهر دیده می شود که احتمالاً به دلیل اثرات نوروتوکسیک زهر بر روی مراکز بصل النخاعی است. تشنج نیز ممکن است اتفاق بیفتد.

یافته های بالینی
موضعی:
بلافاصله درد روی می دهد که علامت برجستة نیش گزیدگی با لقمه ماهی محسوب می شود و طی یک تا دو ساعت افزایش یافته و بعد از 6 تا 10 ساعت فرو می نشیند؛ گرچه ممکن است برای چند روزی نیز پابرجا بماند. منطقة نیش گزیدگی، تورم یافته و رنگ پریدگی با حاشیه ای آبی پیدا می‎کند که چند سانتی متر پهنا داشته و بعد از یکی دو ساعت در اطراف زخم گسترش می یابد. درد ممکن است ثابت، ضربان دار یا حالت نیزه ای داشته باشد. خون ریزی ممکن است زیاد بوده و احتمال مرگ و میر از خون ریزی نیز وجود دارد. در مقادیر کمتر، خون‎ریزی درد را تسکین می دهد. یک ترشح موکوئیدی ممکن است وجود داشته باشد. ممکن است پوشش روی خار در زخم که تا چند سانتی متر طول می‎تواند داشته باشد رؤیت گردد.
بدتر شدن درد طیّ چند روز یا هفته می تواند به دلیل عفونت ثانویه باشد. نکروز موضعی، زخم شدن و عفونت ثانویه شایع است و اگر مراقبت نگردد می تواند ماه ها برای بیمار دردسر ساز باشد. در سال ها قبل، آمپوتاسیون انجام می‎شد. استئومیلیت در استخوان زیرین نیز گزارش شده است. اغلب، عود علائم موضعی، طی یک یا دو هفته، نشانگر جسم خارجی (پوشش خار یا خود خار) در زخم است. سونوگرافی یا روش-های تصویر برداری می تواند علت را مشخص سازد ولی نتیجة منفی نمی تواند وجود جسم خارجی را کنار بگذارد.

عمومی:
بی اشتهایی، تهوع، استفراغ، اسهال، دفع زیاد ادراری و ترشح بزاق گزارش شده اند. درد به صورت گسترش به مرکز ادامه یافته و به منطقة درناژ لنفاتیک میل می کند. کرامپ های عضلانی، لرزش دست ها و فلج تونیک ممکن است در اندام آسیب دیده یا به صورت گسترده تر دیده شوند. غش، تپش قلب، هیپوتانسیون، بی نظمی قلبی (اختلالات هدایتی، بلاک‎های قلبی) و ایسکمی امکان پذیر هستند. دپراسیون تنفسی و درد در دم ممکن است روی دهد. تعریق و تب شبانه، تحریک پذیری عصبی، پریشانی و هذیان از علائم دیگر هستند. مرگ در صورتی که خار به پلورا، پریکارد یا پریتونیوم فرو رفته باشد امکان پذیر است. علائم اولیه برای ساعت ها تا روزها برجای می ماند ولی ممکن است برای هفته ها یا ماه ها بعد از آسیب، حتی بعد از بستن زخم، عود کنند یا پابرجا بمانند. این علائم شامل درد مبهم در منطقه ورمی است که از جاذبه تبعیت می کند. از این رو، مچ پا می تواند بعد از ایستادن دچار تورم و درد شود. استراحت با بالا نگه داشتن، موجب تسکین درد می گردد. رادیوگرافی یا تصویر برداری و سونوگرافی می‎توانند خار لقمه ماهی را در بافت های نرم شناسایی کنند.

درمان
درمان کمک های اولیه در مورد نیش ماهی در اینجا نیز مصداق دارد. جلوگیری از خون ریزی در صورتی که خار، شریان مهمی را آسیب زده است، بسیار حیاتی است. چنانچه خار یا پوشش خار وجود دارد می بایست به آرامی خارج شود. بعد از تسکین درد، اندام در حالت بی حرکتی -در سطح بالاتر نگه داشته- قرار داده شده و زخم پانسمان شود. حالت بیمار ممکن است از آنچه در اول بوده است وخیم تر شود.
درد با اینفلتراسیون در درون زخم یا اطراف آن با بی‎حس کنندة موضعی بدون آدرنالین یا بلاک منطقه‎ای تسکین داده می شود. مسکن های سیستمیک ممکن است مورد نیاز باشند. عکس ساده یا تصویربرداری سونوگرافیک، اجسام خارجی و آسیب استخوانی را هویدا می سازد. علائم فیزیولوژیک حیاتی، الکترولیت ها و الکتروکاردیوگرام بر اساس شرایط، کنترل می شوند.
آنتی بیوتیک گسترده طیف (داکسی سیکلین و کاربرد موضعی نئومایسین) در مراحل اولیه استفاده می شود. پروفیلاکسی کزاز چنانچه زخم نکروتیک یا آلوده باشد انجام می پذیرد. پاکسازی زخم، دبریدمان و اقدامات ترمیمی بر اساس شرایط عمومی بیمار انجام می شوند.
در موارد مزمن، واکنش به اجسام خارجی چیرگی می‎یابد. می توان بافت های آسیب دیده و ندول های فیبروتیک را با جستجو در زخم برداشت نمود. دیده شده است که با این جراحی های کوچک، بهبودی سریع روی می دهد. آنتی‎بیوتیک در این مرحله کمکی نمی کند.

عروس‎های دریایی

هر چند که بسیاری از گونه های خطرناک حیات دریایی، در آب های گرم مناطق گرمسیر و تحت حاره ای زندگی می‎کنند، امّا عروس های دریایی در مکان های بی شماری در سرتاسر دنیا دیده می شوند. در حقیقت، نیش عروس های دریایی، شایع ترین آسیب های دریایی می باشند.
درجة آسیب با عروس دریایی، به گونه های آن، میزان سطح تماس، مقدار زمان تماس، مکان آناتومیک، سن، تعداد نماتوسیت ها، وزن بدن، ضخامت پوست و واکنش آلرژی قربانی بستگی دارد. واکنش های آنافیلاکتیک، با افزایش تعداد افرادی که برخورد قبلی داشته و حساسیت به زهر پیدا کرده اند، طیّ سالیان، در حال افزایش است.
عروس های دریایی، شکل مدوز کلاس کاوتنان هستند که از اندازة 22 سانتی متر تا 5/2 متر در سطح تمام دریاها و اقیانوس ها شناورند و زندگی پلانکتونیک دارند. در اکتودرم تانتاکول و بازوهای دهانی عروس دریایی، نماتوسیت ها که کپسول های خاردار هستند قرار دارند. صید این جانوران، بی‎مهرگان کوچکی هستند که توسط همین نماتوسیست ها ابتدا فلج می شوند و سپس به مصرف می‎رسند. عروس های دریایی که در جهت باد حرکت می کنند توسط امواج خروشان دریا و یا مد به ساحل انداخته می شوند، از این جهت برای ماهیگیران، شناگران و غواصان خطر آفرین هستند. از سال 1977 تا 1979 صدها هزار نفر در دریای آدریاتیک با عروس های دریایی آسیب دیده اند.
نماتوسیت ها در دو شکل هستند، یکی به شکار توسط موکوس چسبناک یا به شکل فنر پیچیده شده ای اتصال پیدا می کند و نوع دیگر، مانند یک سوزن عمل کرده و به درون شکار فرورفته و آنگاه زهر خود را آزاد می سازد. رشتة سوزن مانند ممکن است تا 5/0 میلی متر طول داشته باشد. سرعت برون رفتن رشته از کپسول تا 2 متر در ثانیه می رسد. تحریک لمسی موجب آتش نمودن نماتوسیت شده و توان شکار را می‎گیرد. حتی هنگامی که تانتاکول نیز جدا می‎شود، نماتوسیت‎ها توانایی تخلیه را - به ویژه زمانی که آب شیرین روی آن ها ریخته شود- دارند. پزشک با تجربه می تواند از روی آسیب ایجاد شده، نوع عروس دریایی را شناسایی کند. برای مثال؛ جنگاور پرتغالی، تولید یک نمای تازیانه ای خاص با تاول های کوچک در مسیر خود می کند. عروس دریایی جعبه ای کشنده یا “زنبور دریایی” تولید یک الگو از خطوط قرمز دراز مشبک چندگانه می کند که اغلب تانتاکول ها نیز تمایل دارند با مادة ژلی شکل چسبناک به آن بچسبند.
زهر این جانوران، ترکیبات فعال عروقی مانند هیستامین و کینین دارند که فوراً موجب درد شدید، آماس و کهیر در انسان می شوند. شدت درد طی 10 دقیقه افزایش می یابد. اریتما، خارش، پاپول، وزیکول، جوش های چرکی و زخم‎های نکروتیک نیز دیده می شوند.
از علائم سیستمیک می توان افزایش ترشحات دهانی، اختلالات گوارشی، اسپاسم عضلانی، دیسترس تنفسی و نارسایی قلبی- عروقی را نام برد.

درمان
کمک های اولیه شامل نجات قربانی از آب و خواباندن وی بر روی زمین و دادن اطمینان است واندام آسیب یافته را می بایست بی تحرک نگه داشت. برای غیر فعال کردن نماتوسیت ها می توان از سرکه تجارتی، یا اسید استیک 3 تا 10 درصد برای ده دقیقه استفاده کرد. همچنین می توان از ترکیب جوش شیرین با آب و حتی ادرار استفاده کرد. چای سرد و نوشابه های کربن دار نیز توصیه شده اند. از کاربرد الکل، آمونیوم، آب شیرین و یخ می بایست جلوگیری کرد، زیرا با این عمل، نماتوسیت های بیشتری زهر خود را تخلیه می کنند.
بهترین کاهندة درد، کاربرد بی حس کنندة موضعی (مانند لیدوکائین 5 درصد) است. چنانچه سرکه یا اسید استیک در دسترس نیست می توان از شستشو با آب دریا برای برداشت نماتوسیت های باقیمانده استفاده کرد. نماتوسیت ها که چسبیده به پوست هستند را نمی بایست با شن یا پارچه مالش داده و یا به شدت تحت شستشو قرار داد. چنانچه لازم باشد، بر روی منطقة آسیب دیده ، شن نرم، جوش شیرین، پودر یا آرد ریخته شود و سپس برای زدودن نماتوسیت های باقیمانده از لبة پشتی کارد یا چاقو استفاده گردد. همچنین می توان با کاربرد کرم ریش تراشی، منطقه را با دقت برای برداشت نماتوسیت های باقیمانده تراش داد.
کرم های استروئیدی موضعی و بی حس کننده، برای تسکین درد و تورم، مفید هستند. گاهی مصرف ضد هیستامین‎های خوراکی و نارکوتیک برای کنترل درد لازم می‎باشند. تجویز آنتی بیوتیک ها برای ضایعات وزیکولر برای جلوگیری از عفونت ثانویه را نیز می توان در نظر گرفت. اسپاسم عضلانی نیز با کلسیم گلوکونات 10 درصد وریدی می تواند درمان شود. چنانچه چشم درگیر شده است، منطقی است که از محلول های بی حس کنندة موضعی غیر آبکی (مانند قطره یا پماد چشمی کوکائین) و سپس پماد استروئیدی استفاده کرد. از قطره های آبکی باید پرهیز نمود. قطرة هماتروپین و کوکائین را نیز می توان بعداً استفاده کرد، گرچه بعضی ترجیح می دهند که ترکیب پماد چشمی آنتی-بیوتیکی و استروئیدی استفاده کنند. از آنتی بیوتیک برای جلوگیری از عفونت ثانویة زخم قرنیه نیز استفاده می شود. مشاورة چشم پزشکی برای درمان خاص (مانند التهاب ملتحمه، کراتیت، ایریت و گوکوما) لازم است.
بسیار معقولانه است که علائم حیاتی را در موارد شدید آسیب، کنترل کرده و عملیات احیاء قلبی تنفسی را در صورت نیاز انجام دهند. چون افراد حساس به آلرژی بسیار مستعد آسیب دیدگی شدید با زهر عروس های دریایی و دیگر کاوتنان هستند؛ می توان از استروئیدهای وریدی در این افراد استفاده کرد. برای کنترل خارش شدید که چند روز به طول می انجامد، می توان پمادهای استروئید را تجویز نمود.

عروس دریایی جعبه ای ( زنبور دریایی)
این نوع عروس دریایی عموماً در سواحل شمالی استرالیا دیده می شود؛ اگر چه این عروس دریایی و دیگر گونه-های زنبور دریایی را می توان در اقیانوس اطلس، خلیج مکزیک و دریای کارائیب نیز یافت. زنبور دریایی، زهر‎آگین‎ترین جانور شناخته شدة دریایی محسوب می گردد. این عروس عامل مرگ یک استرالیایی در سال است و مرگ طی چند دقیقه روی می‎دهد. از آنجا که این عروس دریایی آبی رنگ پریده است و تقریباً شفاف، بسیار مشکل است که بتوان آن را در آب دید.
بدن ویژة جعبه مانند 1 تا دو سانتی متری آن دارای چهار زائدۀ پا مانند است که هر یک در یک گوشه قرار داشته و هر کدام نیز 15 تانتاکول به درازای 3 متر دارند. پس از نیش زدگی، درد و تورم سریعاً روی داده و بر شدت آن افزوده می‎گردد که اغلب نیز درد الگوی مواج دارد. ضایعة پوستی خاص به صورت خطوط مشبک شلاق مانند است که در ظاهر شبیه دانه های تسبیح می باشد. این ضایعات 5/0 سانتی متر پهنا دارند و سرخ، بنفش یا قهوه ای رنگ هستند. چنانچه قربانی جان بدر برد، ضایعات طیّ 7 روز زخم می شوند و ماه ها به طول می‎انجامد تا بهبودی حاصل شود.
زهر سریعاً موجب نارسایی تنفسی، کولاپس قلبی عروقی و سپس مرگ می گردد. چنانچه مرگ روی می‎دهد طیّ ده دقیقه واقع می‎شود. پاسخ قلبی عروقی به صورت ضربان‎هایی از افت فشارخون و برادی کاردی و پری فشارخون همراه با تاکی کاردی است. این تغییرات درست قبل از مرگ روی می دهد.
درمان شامل مراقبت های ویژة شدید و درمان کولاپس قلبی تنفسی همراه با مراقبت های مربوط به دیگر عروس های دریایی می باشد. یک ضد زهر توسط کارخانجات سرمی کشورهای مشترک المنافع دراسترالیا ساخته شده است. در استرالیا، گارد ساحلی با این ضد زهر، تجهیز گردیده است.

جوش های شناگران

جوش های شناگر دریا به صورت بثورات اریتماتوزی توصیف می گردد که در شناگران و غواصانی که با لارو عروس دریایی انگشتانه ای برخورد می کنند روی می دهد. غواصان، این بیماری را “شپش دریایی” می نامند. لارو که شامل نماتوسیت‎های فعال است در زیر لباس های شنا یا لباس های غواصی به دام می افتد و زهر خود را به زیر پوست درحاشیة پوشاک مربوطه آزاد می کند.

یافته های بالینی
شناگران یا غواصان، یک بثورات خارش دار و دردناک را در زیر پوست و در لبه های پوشاک خود احساس می کنند. کسانی که با دریا در مناطق گرمسیر به صورت دائم سر وکار دارند، با این لاروها برخورد مستمر داشته و آلرژی به توکسین های آن آلرژی پیدا می‎کنند. این آلرژی سبب تولید جوش های پوستی ترکیبی می شود که آمیزه ای از اثرات مستقیم توکسین بر روی پوست و اگزمای آلرژی است. بثورات به صورت اریتماتوز و وزیکولر می‎باشد و وجود جوش های چرکی نیز نشان دهندة عفونت باکتریایی ثانویه است.

درمان
استروئیدهای موضعی، واکنش آلرژی را برگردانده و موجب بهبودی می شوند. در بعضی از موارد، لازم است که بیمار از شنا کردن یا غواصی در آب های مربوطه برای چندین هفته تا بهبودی پوست منع شود. از آنتی بیوتیک های ضد باکتریایی موضعی، چنانچه عفونت باکتریایی ثانویه وجود دارد، می توان استفاده کرد.

صدف های مخروطی

این نوع صدف ها مورد علاقة کلکسیونرهای صدف های تزئینی هستند. این صدف‎های تک کفة نرم تن حلزونی، دارای خرطومی هستند که در انتهای باریک آنها کشیده شده است و می تواند اکثر بخش صدف را تشکیل دهد. حتی نگهداشتن صدف از انتهای بزرگ نیز نمی تواند ایمن باشد و ممکن است موجب نیش زدگی با میزان مرگ و میر 25 درصد شود. این صدف مخروطی در آب های کم ژرفا، در بین توده‎های مرجانی، آبگیرها و در میان قلوه سنگ ها زندگی می کند. گاهی طول آن تا 10 سانتی متری و حتی بیشتر نیز می رسد. دارای یک سیفون است که با یک رنگ نارنجی طرح زده شده است که موجب جلب شکار شده و تنها بخشی از آن، در زمانی که صدف در شن فرو رفته است، قابل دیدن است. خرطوم آن 20 دندان زوبین مانند دارد که در بدن شکار فرو رفته، زهر را تزریق و قربانی را بی حرکت می کند.
احتمالاً تنها صدف های مخروطی که ماهی می خورند برای انسان خطرناک هستند. زهر، ترکیبی از پپتیدهای کوچک گوناگون است؛ یکی با فعالیت عصبی عضلانی اختلال پیدا کرده و موجب انقباض ماهیچه ای پایدار می شود و دیگران نیز موجب از میان رفتن تحریک پذیری رشته های عصبی شده و اثر آنها با تیوبوکورارین (tubocurarine) تشدید می‎شود ولی بر اسرین (serine) اثر نمی گذارند. به نظر می رسد که اثر عمده، مستقیماً بر روی فعالیت ماهیچه ای استوار باشد. به ویژه کودکان بسیار مستعد هستند.

یافته های بالینی
موضعی:
اثرات آسیب اولیه ممکن است بدون درد تا درد جانکاه باشد که با آب شور بدتر می شود. زخم ممکن است التهاب یافته و متورم شود که گاهی سفید و کم خون بوده و یک منطقة سیانوتیک نیز آن را احاطه می‎کند و با لمس، کرخ به نظر می‎رسد.

عمومی:
کرخی و مورمور شدن از مکان نیش گزیدگی به سراسر بدن گسترش می یابد (به ویژه در دهان و لب ها) که حدوداً 10 دقیقه زمان می برد. فلج عضلات ماهیچه ای از مکان آسیب گسترش یافته و ممکن است موجب هر چیزی از خستگی ناچیز تا فلج شل کامل شود. سختی بلع و دشواری در صحبت کردن ممکن است پیش از فلج کامل روی دهد. اختلالات بینایی شامل تاری دید و دوبینی (فلج عضلات اختیاری و واکنش های مردمکی) می شود. این تغییرات ممکن است طی 10 تا 30 دقیقه از زمان نیش‎گزیدگی اتفاق بیفتند. فلج تنفسی ممکن است نکتة برجستة تابلوی بالینی باشد که به صورت تنفس های تند سطحی و چهرة سیانوزی است و به سوی آپنه، بیهوشی و مرگ میل می‎کند. گفته می‎شود علائم دیگر در نتیجة نارسایی قلبی روی می‎دهند که البته علائمً ثانویه در اثر نارسایی و فلج تنفسی می‎باشند.
گستردگی آسیب نوروتوکسیک گوناگون است و بیمارانی که زنده می مانند طی 24 ساعت فعال گردیده و می‎توانند حرکت کنند. عوارض، به ویژه واکنش موضعی، ممکن است چند هفته به طول انجامد.

درمان
بیمار می بایست در حالت استراحت کامل قرار گیرد و به او اطمینان داده شود. اندام نیز می بایست بی‎حرکت گذاشته شوند و بانداژ فشاری ممکن است موجب تأخیر در جذب زهر گردد.
تنفس دهان به دهان ممکن است مورد نیاز باشد و ماساژ قلبی نیز در صورتی که بیمار فاقد نبض است می‎بایست انجام شود. بیمار ممکن است شنوایی داشته باشد، ولی نمی-تواند ارتباط برقرار کند و از این رو، نیاز به اطمینان بخشی دارد. اگر بیمار در حالت شوک است بایستی پاهای وی را بالا نگه داشت.
در صورت فلج تنفسی، بیمار در بیمارستان به تنفس مصنوعی با فشار مثبت متناوب برای نگهداری فشار اکسیژن و اسیدیته خون نیاز دارد.
لوله گذاری راه هوایی از آسپیراسیون جلوگیری می کند. ماساژ قلبی، دی فیبریلاسیون و تنگ کننده های عروقی براساس شرایط بیمار مورد نیاز است. بی حس کننده های موضعی را می توان در زخم تزریق کرد. ممکن است مقداری ضد کولین استرازها سودمند باشند.

اختاپوس چنبره آبی

این جانور (Hapalochaena maculosa یا Octopus maculosa) معمولاً 10 تا 100 گرم وزن دارد و تنها در استرالیا و منطقة مرکزی هند-آرام دیده می شود. درازای آن با کشیدگی تانتاکول ها به 2 تا 20 سانتی متر می رسد، ولی معمولاً کمتر از 10 سانتی متر است.گونه های سنگین تر، بسیار خطرناک هستند و دست زدن به آنها موجب مرگ طی چند دقیقه می‎شود.
زهر آنها – ماکولوتوکسین (maculotoxin)- از هر زهر موجود در خشکی قوی تر است. آنالیز ترشحات بزاقی حلقی نشانگر هیالورنیداز و سفالوتوکسین ها با وزن ملکولی کم (کمتر از 500) است که اثرات شبیه تترودوتوکسین (مانند مسمومیت با ماهی فوگل) دارند و موجب بلاک موقتی کانال-های سدیمی در بافت عصبی می‎شوند. برای درمان فلج تنفسی، نیاز به تنفس مصنوعی است. همچنین استفاده از محرک های تنفسی در فاز بهبودی نقش دارند.

توتیای دریایی

از 600 گونه توتیای دریایی، تقریباً 80 گونه برای انسان ها زهرآگین هستند. آنها به شاخة خارپوستان (Echinodermata) وابسته اند. در بعضی نیز مانندsetosum Diadema یا توتیای سیاه، آسیب در نتیجة شکسته شدن خارهای شکننده، پس از ورود به پوست غواص، صورت می گیرد. گاهی اوقات، خارها طی چند روز ناپدید می‎شوند، ولی در مواردی نیز آنها روکش داده شده و برای ماه‎ها پابرجا می مانند و در مکان هایی دور از زخم اولیه پدیدار می شوند. خارها با رنگدانة سیاهی پوشیده شده اند که در هنگام برداشت از پوست، با خود خار اشتباه می‎شوند.
قوی ترین توتیای دریایی (Toxopneustidae) است که دارای خارهای ضخیم کوتاه است. مرگ با این گونه گزارش شده است و زهر آن گفته می شود که یک ماده همانند استیل کولین است که قابل دیالیز می باشد.
ستارة دریایی (Acanthaster planci) (تاج خار) نیز با خارهایی که به پوست فرو می روند موجب آسیب می‎شود ولی دارای چنان واکنش التهابی است که وجود زهر را تداعی می کند. آسیب با تاج خار بسیار گزارش می شود زیرا غواصان، تلاش می‎کنند آن ها را از صخره های مرجانی جدا کنند. علامت عمومی ویژه به صورت تهوع یا استفراغ است که گاهی نیز با انواع دیگر توتیای دریایی دیده می شود. گفته می-شود که تاج خار، سازند‎های مرجانی را به میزان 5 کیلومتر در ماه، نابوده می کند.
در بیشتر زهرهای توتیای دریایی واسطه هایی هستند که شبیه هیستامین یا کینین عمل می کنند.
درمان
از آنجا که خارهای دراز به آسانی شکسته می‎شوند، از این رو نیاز است که آنها را عمودی و بدون هیچگونه حرکت افقی برداشت نمود. یک بی حس کنندة موضعی برای برداشتن خار ممکن است نیاز باشد. سولفات منیزیوم را نیز می‎توان استفاده کرد. امّا بعضی برای تسکین درد، از آب گرم ( 3/43 تا 45 درجه سانتی گراد) استفاده می کنند.
چنانچه درد تسکین نیافت می توان از تزریق موضعی لیدوکائین یا مسکن استفاده کرد. عفونت ثانویه نیاز به مصرف آنتی بیوتیک، دبریدمان و درناژ دارد. رنگ سیاه رنگدانۀ خارها طیّ 47 تا 72 ساعت جذب می شود، ولی اگر پس از 72 ساعت قابل دیدن باشد، تمام خارها را می بایست بیرون آورد، زیرا این خارها ممکن است به مفصل مهاجرت کنند و یا بر روی عصب جای گرفته و تولید درد مداوم کنند و در این صورت جراح می بایست با مدد میکروسکوپ این خارها را خارج کند. یکی از افراد نیروی دریایی جزیرة خارگ که توسط توتیای دریایی آسیب دیده بود، دچار گرانولوما در روی یکی از مفاصل انگشتان دست گردید که با جراحی برداشته شد. کاربرد آب گرم و بی حس کنندة موضعی برای درمان نیش زدگی تاج خار در مراحل اولیة کمک کننده است.

اسفنج ها

اسفنج ها جانوران بی جنبشی هستند که نیازمند سیستمی برای دفاع در برابر شکارچیان جنبده هستند. توکسین آنها به خوبی توصیف نشده است. تعداد یک دوجین از 5000 اسفنج شناخته شده، توکسیک هستند. اینها عمدتاً در مناطق گرمسیر و معتدل زندگی می کنند. ضایعات پوستی حتی از اسفنج هایی که یخ زده بودند یا برای سالیان دراز خشک شده بودند نیز گزارش شده است.

یافته های بالینی

یک گروه از علائم، مربوط به درماتیت تماسی با اسفنج ها هستند. بعد از یک زمان متنوع بین 5 دقیقه تا دو ساعت، تحریک پوستی حس می شود که ممکن است با خیس کردن یا مالش منطقه، روی دهد. طیّ روزهای بعدی، تحریک پوستی پیشرفت کرده و چنان به نظر می آید که گویی شیشه خرده به روی پوست پاشیده شده است. پرحسی و پارستزی نیز روی می‎دهد. علائم برای یک هفته یا بیشتر برجای می ماند که واکنش التهابی دردناک در اطراف آن دیده می شود. درجة شدت، بستگی به نشانه های بالینی ندارد و بعضی از بیماران با علائم، توان خود را از دست می دهند و این در حالی است که هیچ تظاهر واضحی دیده نمی شود.
واکنش پوستی به صورت اریتما با و بدون پاپول و جوش دیده می شود. پوسته ریزی پوست در هفتة دوم و سوم روی می دهد، ولی در بعضی از موارد، ضایعات پوستی بعد از سال ها عود می کنند.
درمان
بهترین درمان، پیشگیری است و همچنین استفاده از دستکش، در هنگامی که به آنها دست زده می شود. استفاده از الکل، لوسیون یا آب گرم معمولاً شرایط را بدتر می کند. کاربرد لوسیون خنک کننده مانند کالامین ممکن است مقداری اثر بخش باشد، ولی به شکل عمومی، ضایعه با ترکیبات ساختنی پوستی، تا حدودی درمان می شود.

جانوران خطرناک دریایی


تاریخ بروز رسانی:   1 امرداد 1392

تعداد بازدید:   ۲

 


چاپ
< >